رمان سیاهکار
رمان سیاهکار رمان سیاهکار

رمان سیاهکار

دانلود با لینک مستقیم 8 2
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان سیاهکار
نویسنده
زهرا بهمنی خوی
ژانر
عاشقانه، پلیسی، جنایی، پلیسی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
1197 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان سیاهکار' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان سیاهکار اثر زهرا بهمنی خوی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

سیاهکار، روایت سیاه بازی های زندگی‌ است. مافیا‌ها به طرز آشکاری در شهر پرسه می‌زنند و مانند یک گرگ در شب ناب، زوزه کلت‌هایشان بلند می‌شود، نیش‌ ظالمانه خود را برای شخصی نیز می‌کنند و در آخر... نیلارز تنها در هفت روز آمیخته به سیاهی‌های زندگی‌‌ می‌شود و در یک شب که پدرش... چه می‌شود؟ در شب‌های مافیا قصه من، چه کسی مورد هدف خواهد خواهد گرفت؟ ...

خلاصه رمان سیاهکار

به چراغ قرمز که رسید، صدای موزیکش را پایین آورد و دستی به موهای لخت و بلوندش کشید. چه بانویی! نگاهی به سمند کنار ماشینش کرد و در آخر نگاهش را به راننده ماشین دوخت و عینک گران قیمتش را با حالت خاصی از روی چشم‌هایش برداشت و روی شالش تنظیم کرد و گفت: به این بانو نمی‌خوری ژیگول! چراغ سبز شد و با سرعت مسیرش را ادامه داد. با صدای گوشی‌اش سریع تماس را وصل کرد و آن را روی اسپیکر گذاشت؛

صدای خواهرش که تمام دنیایش بود در ماشین پخش شد. _سلام خواهری، کجایی؟ همان‌طور که نگاهش به روبه‌رو بود، جواب داد: سلام عزیزم، دارم میرم شرکت، تو کجایی؟ نگاهی به ساعت کرد و ادامه داد: کلاس گیتارت تموم شد؟ بله تموم شد. تو خونه منتظرت هستم. بوقی برای نگهبان پارکینگ شرکت زد و در جواب خواهرش گفت: می‌بینمت. تماس را قطع کرد. در ماشین توسط نگهبان شرکت باز شد. بعداز برداشتن کیفش از ماشین

پیاده شده. خانم کیان! خوش اومدید. لبخند ملیحی زد و گفتم: خیلی ممنون. از ماشین فاصله گرفت تا نگهبان آن را به پارکینگ شرکت انتقالش بدهد. با ابهت همیشگی‌اش که از پدرش به ارث برده بود، وارد لابی شرکت شد. همه نگاه‌ها به سمت او زوم شد. با همان لبخند کم رنگ به سمت آسانسور قدم برداشت. عاشق صدای پاشنه کفش‌ هایش بود؛ یک نوع حس قدرت را به آن می‌بخشید. سوار آسانسور شد و عدد بیست را لمس کرد. به آینه چشم دوخت و ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 دیدگاه

  • Avatar
    Melorin
    14 مهر 1404 - 10:36

    رمان عالی بود
    من شخصیت نیلارز رو دوست داشتم چون قوی و مستقل بود
    لحظه شماری میکنم برای انتشار جلد دوم
    ممنون از نویسنده 🌷🌷🌷
    برای نوشتن این رمان زیبا

  • Avatar
    Yald
    21 فروردین 1403 - 02:52

    عالیه جلد دومش کی میاددددد

  • Avatar
    Giti
    26 شهریور 1402 - 10:48

    جلد دومش کی میاد

  • Avatar
    ثنا
    29 مرداد 1402 - 10:22

    شخصیت محبوب منم تیامه امیدوارم تو جلد دوم نقش پررنگ تر داشته باشه😍

  • Avatar
    hasti83
    20 مرداد 1402 - 11:04

    شخصیت تیام بهترین بود حامی تمام شخصیت هابودش جلد دوم کی منتشر میشه

  • Avatar
    Yeganeh
    17 مرداد 1402 - 18:19

    خیلی عالی بود شخصیت پردازی فوق العاده‌ داشت

  • Avatar
    فریبا
    16 مرداد 1402 - 23:15

    خیلی فانتزی و پیش پا افتاده

  • Avatar
    Fatemeh
    13 مرداد 1402 - 16:31

    خیلییییییییی قشنگ بود منتظر جلد دوم هستم نویسنده به زودی تمومش کن و بزاریدش تو سایت

  • Avatar
    Park soo -yun
    1 مرداد 1402 - 20:13

    جلد دوم این رمان کی منتشر میشه؟

  • Avatar
    Shamim Hashemi🦋✨
    8 تیر 1402 - 02:22

    سلام ! من رمان سیاهکار خاندم و بسیار عالی بود فقط یک سوال داشتم ، جلد دوم رومان کی میاد ؟

ارسال دیدگاه