کتاب جولیوس قیصر
کتاب جولیوس قیصر کتاب جولیوس قیصر

کتاب جولیوس قیصر

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب جولیوس قیصر
نویسنده
ویلیام شکسپیر
ژانر
نمایشنامه، تراژدی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
197 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب جولیوس قیصر' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب جولیوس قیصر اثر ویلیام شکسپیر به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

این نمایش با یک جشن آغاز می شود و در آن مردم عوام رم جشن بازگشت پیروزمندانه جولیوس سزار را از شکست دادن پسران رقیب نظامی خود، پومپی‌، برگزار می‌کنند. تریبون‌ها، به مردم برای تغییر وفاداری خود از پمپیوس به سزار، توهین می‌کنند سعی میکنند جشن‌ها را خاتمه دهندو عوام که توهین‌ ها را برمی‌گردانند از بین ببرند. در جشن لوپرکال، سزار رژه پیروزی برگزار می‌کند و یک فالگیر به او هشدار می دهد که "مواظب مواضع مارس باشید"، که او آن را نادیده می‌گیرد. در همین حال، کاسیوس تلاش می‌کند تا بروتوس را متقاعد کند تا به توطئه خود برای کشتن سزار بپیوندد. اگر چه بروتوس که دوست صمیمی سزار است …

خلاصه کتاب جولیوس قیصر

در این بازی نوشته شکسپیر از جولیوس قیصر بسیار می‌ شنویم مارک انتونی او را می‌ستاید؛ بروتوس صمیمانه دوستش می‌دارد کسیوس از او بیزار است و اهالی نا استوار رم با تغییر عقایدشان گاهی او را ارج می‌نهند و سپس مهرشان را از او پس می‌گیرند و دوباره مهر او را به دل باز می‌گردانند و ارجمندش می‌دارند اما خود او را در این بازی بسیار کم می‌بینیم. او فقط در سه صحنه از این بازی ظاهر می‌شود در صحنه دوم از پرده‌ی یکم او دو بار دیده می‌شود هر دو بار در میان جمعیتی ست و از یک سوی سن به سوی دیگر می‌رود و به هنگام عبور مطالب کوتاهی می‌گوید در

ورود نخستین او مردیست با جلال و جبروت که فرمانفرمای با اقتدار روم است و هر فرمانش بی درنگ به اجرا در می‌آید (چون قیصر گوید: به جای آر این را به جای آمده است آن. پرده یک صحنه دو سطر ۱۰) در دومین ورود قیصر از سوء ظن خود به کسیوس می‌گوید. سوء ظن او بسیار درست و اساسی و مورد تایید ماست قیصر در صحنه دوم از پرده دوم در خانه است و به نگرانی های همسرش در مورد سلامت خودش گوش می‌دهد خود او نیز نگران است. در آغاز ترسی از خود آشکار نمی‌کند و سپس ناگزیر می‌شود که از رفتن به کاپیتول چشم بپوشد و سرانجام استدلال دیسیوس را می پذیرد،

و به کاپیتول می‌رود اما دشمنانش گفته‌اند که وی به سائقه بلند پروازیش و به طمع پذیرفتن تاج پادشاهی به کاپیتول رفت آخرین بار وی در روز پانزدهم ماه مارس در کاپیتول ظاهر می‌شود روزی شوم که پیشگو وی را از آن برحذر داشته بود. قیصر در این صحنه در برابر درخواست چند سناتور به شدت مقاومت می‌ورزد و به لغو حکم تبعید یکی از اشراف رضایت نمی‌دهد. این مخالفت یکی از نشانه‌هاست که توطئه گران برای کشتن او مقرر کرده اند و سپس به قیصر حمله می کنند و با ضربه‌های پی در پی شمشیر او را از پای در می‌آورند تا این زمان ما مردی قدرتمند، دلیر و شاید تا اندازه‌ای بلند پرواز را دیده ایم ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!