کتاب رمان جسدهای شیشه ای
دانلود کتاب رمان جسدهای شیشهای نوشتهٔ مسعود کیمیایی به صورت فایل PDF با کیفیت عالی، آماده برای مطالعه در اندروید، آیفون، کامپیوتر و تبلت. لینک مستقیم و رایگان در انتهای پست قرار دارد.
بازگویی فیلمهای نساختهٔ کیمیایی. دیگر وقت خاله طاووس گذشته بود. دلش میخواست در دلایلش به دنبال درستترین و کاملترین دلیل باشد. دلش سوز سرما میخواست و آب روندهٔ زیر یخ جوی بزرگ خیابان شهباز، دلش میخواست زیر انبوه دلایل معیوب به دنبال واقعیتی معیوبتر از بیدلیل، فریادش را تبدیل به یک تصنیف کند و بخواند. ... در آن شب، رحیم میدانست اتفاق دیگری به جز گردش برای طلعت افتاده است. وقتی کاوه را در چند متری گرمای بخاری چوبسوز خوابانید، رحیم آمد و کنارش نشست. برق را خاموش کرده بود تا به چشم کاوه نزند و راحت بخوابد. رحیم در نور زردرنگِ کندهای که میسوخت گفت: «میخوام باهات حرف بزنم.» طلعت با نفس حرف زد که کاوه خواب است، گفت: «میشنوم. اما یواش، تازه این بچه خوابیده.» سکوت شد. صدای سوختن چوب با بوی مطبوع فراگیرش و صدای آرام و یکنواخت باران که به ایوان میریخت، امکان گفتگوی تند را از هر دو گرفته بود. «میخوای از زندگیت برم بیرون؟...»
خلاصه کتاب رمان جسدهای شیشهای
جسدهای شیشهای را هر کسی بخواند یا شروع به خواندن کند، از هر طبقهٔ فکری و فرهنگی که باشد، شوکه میشود. اولین واکنش خواننده در اولین برخورد با این رمان، حیرت و شگفتی ناشی از خرق عادت است. جسدهای شیشهای رمانی معمولی نیست، جنس و فِلزش دیگرگونه است؛ آدمها نا معمولند، خلقها و منشها نا معمول است، زندگی و دوره و وقایع و... همه غیرعادی و نا معمول است. روایت نا معمول است و بافت و ساختار هم غیرعادی است. مگر این همه عناصر غیرعادی را میتوان در چارچوب و ساختاری عادی جا داد؟
چرا عناصر غیرعادیاند و چگونه غیرعادی شدهاند؟ این چرایی و موج و چگونگی را باید فعل و انفعالی غریزی و خودبهخودی دانست. گمان نمیکنم کیمیایی طرح از پیش ترسیم شدهای برای این رمان داشته باشد. با خواندن رمان و هم در اثنای آن، هنگام رویارویی با آبشار حوادث و ماجراها یا در برخورد با جریان سیلآسای مفاهیم مجرد و حکمتها و کلامهای پرمعنا، این معنی معلوم میگردد که کیمیایی این رمان را در یک وهله نوشته است، هرچند که این وهله در مثال، سالها یا ماهها طول کشیده باشد. میخواهم بگویم اگر مجموع زمانهایی را که کیمیایی به نوشتن جسدهای شیشهای مشغول بوده، سرهم کنیم و فاصلههای بین نشستهای نوشتنی را برداریم، زمان بهدستآمده، هرقدر شده باشد، از یک جنس است؛ گویی جمع جبری شده، یا به زبان دیگر...



دیدگاه کاربران