کتاب خاطرات حاج سیاح
دانلود کتاب خاطرات حاج سیاح نوشته نویسنده حمید سیاح pdf بدون سانسور
عنوان اثر: خاطرات حاج سیاح
پدید آورنده: حمید سیاح
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: آبان 1404
شمارگان صفحات : 694
معرفی کتاب خاطرات حاج سیاح
خاطرات حاج سیاح(دوره خوف و وحشت) اثر محمدعلی سیاح، یک کتاب خاطره ای و سفرنامه است که به بازگویی سفرهای گسترده این گردشگر ایرانی در قرن پرتلاطم نوزدهم میلادی میپردازد، حاجی سیاح زندگیای سراسر همراه با شر و شور داشت از اینرو سرگذشت او برای بسیاری جذاب و خواندنی و قابل توجهاست. او سفرهای طولانی مدتی به اقصی نقاط اروپا و آمریکای شمالی و همچنین کشورهای شرق از جمله هندوستان صورت داده و کشورهای زیادی را دیده بود.
محمدعلی سیاح در این کتاب به تفصیل به شرح سفرهای خود به نقاط مختلف جهان از جمله هند، چین، روسیه، اروپا و آفریقا میپردازد. او در این سفرها با فرهنگها و تمدنهای متنوع آشنا شده و تجربیات ارزشمندی را کسب کرده است که در قالب این کتاب به بازگو میکند. نویسنده در طول این سفرها، به مشاهده و بررسی جوامع مختلف و چگونگی زندگی مردم در آن مناطق و از جمله توصیفات دقیق از وضعیت اجتماعی جامعه ایران میپردازد. در این راستا به توصیف آداب و رسوم، معماری، پوشش، غذا و دیگر جنبههای فرهنگی این جوامع میپردازد و تصویری از مشکلات و ... آنها ارائه میدهد.
خلاصه کتاب خاطرات حاج سیاح
پدرم حاج محمد علی سیاح، محلاتی، فرزند مرحوم حاج محمد رضا، در خانوادهای دوستدار علم و ادب به دنیا آمد. در عنفوان جوانی برای تحصیل علوم متداول آن زمان به تهران رفت و بعد با کمک مالی عموی خود به عتبات مقدسه مسافرت نموده و از محضر دانشمندان و علمای عصر خویش بهرهمند شد. در مراکز علمی مانند نجف و کربلا، طلاب مسلمان از ممالک مختلف، از جمله قفقازیه و هندوستان، برای تحصیل علوم دینی گرد آمده و به بحث و فحص مشغول بودند.
طلاب جوان با گفتگو درباره وضع حکومتهای مسلمان و مقایسه آنها با ممالک اروپایی، رمز پیشرفت را در وجود قانون و اجرای صحیح آن میدانستند. مرحوم پدرم نیز که وضع نابسامان وطنش را دیده و آتش بیداد حکام و صاحبان القاب و مناصب را ملاحظه کرده بود، با داشتن چنین عقیدهای شوق سیاحت و مطالعه در وضع اجتماعی ممالک مترقی در او برانگیخته شد.
در سن ۲۳ سالگی، پس از فراغت از تحصیل در عتبات، به ایران مراجعت نمود و عمویش که در مهاجران اراک سکونت داشت، چون او را جوانی شایسته و عالم میبیند، دختر خود را برای او نامزد میکند. داشتن عیالی متمول و زندگی کردن با خرج او با طبع پدرم سازگار نبود و به همین جهت با توشه و مختصری بیخبر، به قصد خارج شدن از مملکت فرار کرد. چون قفقازیه را نزدیکتر میبیند، از راه زنجان و تبریز عازم آنجا میشود.
در تبریز با تجاریکی که با محلات آشنا و مربوط بودهاند، تماس گرفته و خود را به عنوان همسفر محمد علی محلاتی، که بین راه زنجان به تبریز به مرض قولنج در گذشته، معرفی نموده و خواهش میکند که خبر فوت چنین شخصی را به محلات برسانند تا خانوادهاش دیگر در انتظار نمانند. بدین ترتیب، خبر فوت او در محلات منتشر میگردد.
پس از رسیدن به قفقاز، مدتی در آنجا مانده و با زبانهای ترکی، ارمنی و روسی آشنا گشته و عازم سیاحت اروپا میشود. ابتدا به اسلامبول و اروپای غربی رفته و بعد به روسیه میرود. سپس با مشقت فراوان و قبول کارهایی چون مترجمی، ممالک دیگر اروپا را سیاحت کرده و با زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز آشنا میشود.



دیدگاه کاربران