رمان آشیانه کرم سفید
رمان آشیانه کرم سفید رمان آشیانه کرم سفید

رمان آشیانه کرم سفید

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان آشیانه کرم سفید
نویسنده
برام استوکر
ژانر
ادبیات داستانی، داستان کوتاه
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
240 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان آشیانه کرم سفید' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان آشیانه کرم سفید اثر برام استوکر به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

داستان در مورد مرد جوانی است که در قرن نوزدهم، به انگلستان و خانه اجدادی خود باز می‌گردد. به جایی که در تاریخ باستان، مرکز پادشاهی مرسیا بوده است. تمامی خانه ها تاریخی و بیشتر از ۲۰۰ سال قدمت دارند. داستان به بیشه ای به نام " آشیانه کرم سفید " باز می‌گردد که زنی به تنهایی در خانه ای واقع در آن زندگی می‌کند. ماری که متعلق به دوران اولیه زندگی زمین است و اندازه ای برابر با دایناسور ها دارد هم همانجا زندگی می‌کند ...

خلاصه رمان آشیانه کرم سفید

آقای سالتون آدام را به آقای واتفورد و نوه‌هایش معرفی کرد. البته همسایه هایی در موقعیت و اتفورد همه چیز را درباره آدام سالتون نسبتش با خانواده سالتون شرایط و آینده‌اش می‌دانستند بدین ترتیب اگر دخترا فکر احتمالات آینده را نمیکردند عجیب بود در جامعه کشاورزی انگلستان افراد با شخصیت از هر طبقه ای نادر هستند. آدام بطور خاص بسیار باشخصیت بود چون به طبقه ای تعلق نداشت که در آن سده‌ای طبقاتی محکمی وجود داشته باشد. بنابراین وقتی متوجه شدند کنار میمی واتفورد قدم می زند و به نظر رسید که از جامعة او خوشش می‌آید، تمامی دوستان خانواده میمی در کمک به شکل گیری این رابطه

کمک کردند. هنگامی که ناقوس‌ها آغاز میهمانی را اعلام کردند، آدام به همراه میمی به چادری رفت که جایگاه پدر بزرگ میمی بود آقای سالتون و سر ناتانیل متوجه شدند که آدام برای نشستن در جای خود در جایگاه ویژه نیامده است؛ اما درک کردند و به روی خود نیاوردند یا شاید هم اصلا متوجه غیبت او نشدند. بانو آرابلا همچون گذشته در سمت راست ادگار گسوال نشست بی تردید او زنی منحصر به فرد و غیر معمول بود و با توجه به موقعیت اجتماعی و کیفیت‌ های فردی او، از نظر همه طبیعی بود که شریک منتخب میزبان در نخستین حضورش در خانه‌اش باشد. البته هر چند از طرف افراد هم طبقه آرابلا که حاضر بودند

هیچ اشاره مشخصی به این موضوع نشد نیازی هم به این کار نبود براحتی میشد با سر تکان دادن و لبخند زدن، همه چیز را گفت چنین پذیرفته بودند که کاسترا رجیس سرانجام بانویی یافته است و این بانو در میان خودشان حاضر است. البته در میان میهمانان افرادی هم بودند که علیرغم ستودن جذابیت و زیبایی آرابلا او را در درجه دوم قرار می‌دادند و مقام اول را از آن لیلا واتفورد می‌دانستند. تفاوت بارزی هم از نظر سنخیت و هم از نظر زیبایی فردی بین آنها وجود داشت که قضاوت را دشوار می‌کرد بانو آرا بلا از سنخ اشرافی بود و سنخیت لیلا از توده مردم بود. با فرو افتادن غروب آقای سالتون و سرناتانیل پیاده به طرف خانه راد افتادند ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود فقط برای اعضاء امکان پذیر است

ورود یا ثبت نام در سایت

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!