رمان حس ممنوعه
رمان حس ممنوعه رمان حس ممنوعه

رمان حس ممنوعه

دانلود با لینک مستقیم 6 1
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان حس ممنوعه
نویسنده
نیلوفر قائمی فر
ژانر
اجتماعی , عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
498 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان حس ممنوعه' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان حس ممنوعه اثر نیلوفر قائمی فر به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

بعضی اشتباهات در زندگی چنان اثری می‌گذراند که تا سال های سال باید تاوان آن را پس داد! روایت گناه و اشتباه غیر قابل جبران دختری به نام خیرالنسا هست که نویسنده اذعان می‌کند داستانی واقعی و طبق گفتار یکی از کسانی است که برای مشاوره به او رجوع کرده اند ...

خلاصه رمان حس ممنوعه

صدای مسیح گوشیم تو فضا پیچید به گوشیم نگاه کردمو مسیجو باز کردم رایان بود، زده بود: صبح میام دنبالت لجباز خانم. یه استیکر چشمکم فرستاده بود، شاید رایان می‌تونه گزینه ای باشه که حامد خودشو عقب بکشه... ولی اگر رایان منو برای سرگرمی بخواد چی؟ حامد بدونه پای یکی در میونه می‌کشه عقب. اون فقط درگیر عواطف اشتباه شده حتماً بعدش برمی‌گرده به طرف رویا.. شاید باید نقش رایان پر رنگ بشه تو زندگیم... از جا بلند شدم به خودم تو آینه نگاه کردم، چه پیشونیم کبودی شده فردا با این

سر و صورت کجا برم آخه نگاهم به لبم افتاد، وای این... این چرا کبود شده؟!! پنجه‌ی دستمو توی موهام فرو بردم واای تو چه منجلابی گیر کردم، و به دندون گرفتم، چقدر درد می‌کنه چیکار کنم خدایا ... موهامو کمی روی پیشونیم کشیدم که پیشونیم پوشیده بشه کبودی پیشونیم پنهان بشه اما این چونه این لب داره داد می‌زنه که منو زدن... گوشیم توی دستم لرزید و باز صداش تو فضا پیچید به صفحه اش نگاه کردم رایان بود زده بود: صبح لباس فرماتو بپوش هیچی نمی‌خواد با خودت بیاری لباست با من. موهامو کنار

زدم و از صورتم عکس گرفتم و توی تلگرام عکسم و فرستادم و زیرش زدم: بابام منو زد صورتم کبودتر شده فردا مهمونیت رو می‌خوای با به دختری با این صورت بگذرونی؟ سریع عکس رو دید و تیک خورد و زد: دیگه چرا زد؟ به خاطر فردا؟ لبت چرا اون طوری شده؟؟!!! گوشه‌ی لبمو از داخل دهنم به دندون نیش گرفتم و فکر کوتاهی کردم و زدم: اینم دست کمال توئه. -برای این زدت؟ -پیچوندم اما بازم کتکم زد. -به خاطر من کتکت زد؟ فهمید کار منه؟ -نه نذاشتم. خوند و مکث کرد... بعد زد: ببخشید. -با ببخشید تو ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 دیدگاه

  • Avatar
    فریده ملکوتی
    27 دی 1401 - 18:13

    داستانای انتخاب من هیچکدوم لینک دانلود نداره حیف پولم

  • Avatar
    samaneh.76
    3 خرداد 1401 - 16:18

    سلام‌
    Samanehebrahimiyan76@gmail.com
    لطفا این رمان رو برام ایمیل کنید

  • Avatar
    مایا
    18 آذر 1399 - 08:56

    چندتا رمان چک کردم لینک دانلود نداشت میشه بگید چطوری میشه دانلود کنم؟؟؟

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      20 آذر 1399 - 11:43

      بهمون از کارگروه مصادیق مجرمانه ایمیل زدن که تعدادی از لینک های دانلودتون، خلاف عرف جامعه و موارد مجرمانه داره!
      که حذف شدند و هرکدام قابل ویراستاری باشند، به زودی بررسی وقرار خواهد گرفت

  • Avatar
    M
    31 شهریور 1399 - 05:48

    چه جوری باید دانلودش کنیم؟
    چون هر کار کردم نشد اگر هم امکانش هست میشه برام ایمیلش کنین

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      1 مهر 1399 - 18:49

      نه فعلا
      بررسی میکنیم، قابل ویرایش باشه باز میزاریمش

  • Avatar
    Parniyan
    13 اردیبهشت 1399 - 21:09

    سلام ممنون از سایت فوق العادتون❤❤من که انقدر گریه کردم سر پایانش که چشمام به زور باز میشه🤧🤧