رمان پانتومیم
رمان پانتومیم رمان پانتومیم

رمان پانتومیم

دانلود با لینک مستقیم 43 5
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان پانتومیم (جلد اول رمان حکم کن)
نویسنده
مرجان فریدی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
622 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان پانتومیم' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان پانتومیم (جلد اول رمان حکم کن) اثر مرجان فریدی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

هم اکنون از بزرگترین سایت رمان بخوانید: داستان کامل رمان پانتومیم / آیلین داشجویِ سالِ دومِ نقاشیست، با خانواده ی کوچک و دوست داشتنی اش، یک زندگی با روالِ ساده را می گذراند و زیاده خواهی های آیلین و دنیای صورتی ای که همیشه برای خودش می خواهد باعث میشود پسر های رنگارنگی را در زندگی اش امتحان کند تا به شاهزاده ای که می خوهاد برسد، با ورودِ پسرِ شعبده باز و مرموز به دانشگاه ...

خلاصه رمان پانتومیم

کتری رو روی گاز گذاشتم و خم شدم و هرچی فندک رو زدم روشن نشد با حرص جیغ زدم: آرام! صدایی ازش نمی اومد، کلافه موهام رو پشت گوش زدم و جیغ زدم: مامان! صدای جارو برقی قطع شد و در حالی که خم می شدم و در کابینت رو باز می کردم داد زدم: این کبریت ها کجان؟ باز این فندک گاز خراب شده صدای قدمایی رو پشتم شنیدم و صدای مامان باعث شد برگردم: تو کابینت بالای ظرفشویی ... کلافه بلند شدم و در کابینت رو باز کردم و دست بلند کردم و جعبه اش رو که لمس کردم فوری برداشتمش و گاز رو روشن کردم کتری رو روی گاز گذاشتم و حرصی گفتم:

مگه قرار نبود برین قسطی یک سماور از لوازم خانگی بخرید؟ مامان درحالی که سیم جارو برقی رو جمع می کرد گفت: پول خورد و خوراک و اجاره خونه و لباسای سه تا بچه رو بدیم یا سماور واجبه ... چه قدر غر میزنی این روزا آیلین؟ کلافه نگاهش کردم و جعبه کبریت رو، رو گاز انداختم و از آشپزخونه اومدم بیرون و به سمت راه رو رفتم که پام روی چیز تیز رفت و جیغ زدم و کف پام رو بلند کردم نوک مداد مغزی معین بود ... کف پام رو تو همون حالت با حرص ماساژ دادم و جیغ زدم: معین!

خوبه یه اتاق فاصله است تا پذیرایی چرا اینا دوتاشون کر شدن! مدادا و جامدادیش رو لگد زدم و رفتم سمت اتاقِ انتهای راه رو در رو باز کردم ... معین با شال برای خودش کلاه درست کرده و چاقو گوشت بُری دستش گرفته بود و با صدای کلفت داد زد ...

باکس دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 دیدگاه

  • Avatar
    زهرا
    16 آذر 1402 - 11:12

    واقعا این همه کتاب خوندم ولی تاحاله تو صفحه های اخر یه کتابو پاک نکردم در ابن حد قلم و رمان بچه گانه بود رده سنیه این رمان بین ۱۱تا ۱۵الی۱۶ ساله و فوقعلاده موضوع بچه گانه امید وارم هرکسی که نظرشو نوشته که عالیه سنشم بنویسه این بچه بازیا چیه ما وقت میزاریم رمان بخونیم نه کتاب داستان کودکستان که

  • Avatar
    Zahra
    25 مرداد 1402 - 10:54

    میشه جلد دوم رو هم به ادامه داستان امیر و آیلین بسازین..! لطفن

  • Avatar
    Saina
    16 مرداد 1402 - 14:56

    میشه جلد دومش هم بنویسید خانوم فریدی
    من واقعا از قلمتون لذت میبرم
    موفق باشید

  • Avatar
    Sana
    28 بهمن 1401 - 19:25

    کسی جلد دومش یعنی حکم کن رو خونده ربطی بهش داره؟اینطوری که من خلاصه جلد دومش رو خوندم ربطی بهش نداره

    • Avatar
      ناجی اسیدها
      25 خرداد 1402 - 20:50

      موضوع جداگانس ول شخصیتای پانتومیم تو حکم کن هسن

      • Avatar
        Zeynab
        15 آذر 1402 - 00:59

        جلد دوم ارزش خواندن داره؟
        اولش زیاد جالب نبود!

  • Avatar
    Mahdieh
    24 دی 1401 - 03:07

    سلام جلد دوم این رمان اومده آیا؟

    • Avatar
      dark
      26 بهمن 1402 - 22:20

      رمان حکم کن ادامه این رمان و یه داستان دیگس

  • Avatar
    زهرا
    3 مرداد 1401 - 01:22

    آیا ادامه داره که من امید به زندگی داشته باشم

    خانم فریدی خواهش میکنم این رمانو ادامه بدید 🥺

    • Avatar
      dark
      26 بهمن 1402 - 22:21

      رمان حکم کن

  • Avatar
    سوگل
    12 آذر 1400 - 18:01

    واقعا عالی عالی بیست بود خسته نباشید ب نویسنده عزیز با این قلم زیبا و قوی

  • Avatar
    rahil
    8 آذر 1400 - 14:24

    ببخشید فصل دو این رمان کی میاد؟چون اینجور که فهمیدم حکم کن که میگن فصل دوم پانتومیم هستش ربطی به پانتومیم نداره و موضوعش کلا فرق میکنه اگه در حال نوشتنه و تو تلگرام پیجی داره که بشه عضو شد میشه آیدی و بدید و راهنماییم کنید؟

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      8 آذر 1400 - 23:15

      خودش پیامتون رو اگر دید ادرس پیج و مشخصات و اطلاعات رو برای طرفدارش ذکر میکنه دوست عزیز

    • Avatar
      dark
      26 بهمن 1402 - 22:21

      ادامه این رمان و یه داستان دیگه باهم ترکیب شده

ارسال دیدگاه