رمان شیطان یا فرشته
رمان شیطان یا فرشته رمان شیطان یا فرشته

رمان شیطان یا فرشته

دانلود با لینک مستقیم 14 3
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان شیطان یا فرشته
نویسنده
نیلوفر قائمی فر
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
745 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان شیطان یا فرشته' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان شیطان یا فرشته اثر نیلوفر قائمی فر به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

آرمان در کودکی بخاطر ثپل و چاق بودنش مورد تمسخر فامیل مخصوصا گلیا (دختر خاله اش) قرار می‌گرفته، حالا او بزرگ شده با هیکلی متفاوت ولی قلبی پر از کینه! گلیا در راه سفر به کربلا دزدیده شده و به آرمان فروخته می‌شود ...

خلاصه رمان شیطان یا فرشته

از جا بلند شد و حوله‌شو برداشت و رفت حموم. الآن تقریبا بیست روزه که با آرمانم. بیست روزی که برای من بیست سال گذشته هر روز صبح زودتر از من بیدار میشه و به به طریقی بیدارم می‌کنه و بعد میره حموم و تا بیاد باید صبحونه حاضر باشه. الآن یه چیزایی بلدم یعنی مجبور شدم، مجبورم کرد که مجبور بشم طی بیست روز حداقل چیزارو سریعا یاد بگیرم مثل اینکه باید صبحونه آب میوه طبیعی سرمیز باشه تخم مرغ آبپز فقط سفیده، نون فقط سنگک اونم تست و برشته در آخر هم یک چایی بسیار کم رنگ... جمعه

پیش، واسه صبحونه وادارم کرد که یه چیز متفاوت درست کنم. با کلی تمسخر و فحش و بد و بیراه دوتا چیزو سریع توضیح داد تا یاد بگیرم و درست کنم. فهمیدم که خودش خوب همه چیز بلده و وقتی داره تند تند توضیح میده، باید رو هوا یاد بگیرم وگرنه عواقبش برای خودم و اعصابم ضرر داره یا مثلا فهمیدم که واقعا وسواس داره. خدا نمی‌کرد یه شب حوصله‌اش سر بره و را بیافته تو این خونه و یه دونه گردو خاک رو وسایل می‌بود یعنی بلوایی بر پا می‌کرد که اون سرش ناپیدا... اولا پشت گوش انداختم اما

یکبار تا زمانی که خونه رو تمیز نکردم نذاشت بخوابم گریه کردم، قهر کردم، خودمو به زمین کوبوندم.. اصلا هیچی کدوم تاثیری نداشت یه سره می‌گفت: تو کلفت این خونه ای باید تمیز کنی، می‌زنمت. کمربندشو که تو دستش بود بلند می‌کرد، می‌گفت: تمیز کن می‌زنم ... گلیا بزنم ؟!... هر روز آقا یعقوب یه سری خرید یا نون و... می‌آورد و پشت در می‌ذاشت و می‌رفت، تا حالا باهاش رو به رو نشده بودم انقدر بی سر و صدا می‌اومد که متوجه نمی‌شدم کی میاد کی میره... ولی متوجه شده بودم قبل از ساعت شش غروب میاد ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 دیدگاه

  • Avatar
    مینو
    13 خرداد 1405 - 09:58

    واقعا که برات متاسفم خانم نویسنده
    شایدم باید با این نوشته های زن ستیزانه‌ات، بهت بگم آقای نویسنده
    انقدر ریز دیالوگ های ضد زن به کار میبری که به راحتی نمیشه فهمید آثارت چقدر بر ضد زنانه
    چندین عدد از آثارت رو خوندم و خدای من، چطور ممکنه حتی با خوندنشونم انقدر بهم احساس خفت دست بده؟ انقدر حس کنم که شخصیت های اول زن رمانات چقدر ذلیلن؟ حاضرن هر گونه توهینی رو تحمل کنن؟
    رمان قشاع هم به طرز وحشتناکی باعث میشد به انسان احساس بی عزت نفسی منتقل بشه، مثل خیلی از رمانای دیگه اتون
    تو اکثرشون یه رویه رو پیش گرفتین، تجاوز، حاملگی قبل از عروسی، سقط و…
    چقدر تو زن ستیزی آخه؟
    شخصیت یگانه و مادرش، و حتی گلیا چطور میتونن همچین دیدگاهی داشته باشن؟ چطور میتونن کارای آرمان رو یه چیز ساده مثل یه دعوای کوچیک زن و شوهری بدونن؟
    خیانت و زن بارگی کم چیزیه؟ قابل بخششه؟
    خدایا دارم خفه میشم از حرص
    تو رمانات، شخصیت های اول مرد، همیشه قبل ازدواج (بلکه بعدشم همینجوریه اکثرا) روابط متعدد زیادی با افراد زیادی داشتن، ولی چی میشه؟
    میان با دختر هایی ازدواج میکنن که تا حالا با هیچ کس نبودن، یا به قولی آفتاب مهتاب ندیده و مظلومن
    بعد با همین کاراشون برای دختره “تعصب” هم به خرج میدن
    چقدر یه آدم میتونه پست و حقیر باشه که بشینه برای خودش خیانت شخص مقابلشو توجیه کنه و ببخشه؟
    چقدر باید بی عزت نفس و بدبخت باشه که مرده هرکاری باهاش کرد، هر جور رفتاری، حتی اگه سرش هوو آورد، بازم عین احمقا برگرده بگه دوسش دارم؟
    خانم شما با زنا مشکل داری که سعی میکنی همچین چیزاییو عادی جلوه بدی؟
    واقعا فک نمیکنی آثارت چه آسیب بزرگی به جامعه وارد میکنه؟
    نمیدونی اکثر مخاطبات دخترای نوجوان و جوان هستن و چطور ممکنه آثارت رو ذهنشون تاثیر مرگبار بزاره؟
    فردا اینام میشن مادرای جامعه، خدا به داد تربیت کرده های همچین تفکراتی برسه
    انقدر بهم فشار اومده که همینجوری حرفا دارن میان تو سرم، ولی خب بیشتر از این نمیشه اینجا کامنت گذاشت، امیدوارم افکارتو اصلاح کنی خانم محترم
    ای بابا، یکی آدرس ایمیل ایشونو بده من بگم اینارو بهش

  • Avatar
    smalove
    12 اردیبهشت 1402 - 07:38

    خیلی رمان مسخره و تخیلی بود به درد بچه ها میخوره. اصلا باور پذیر نیست

  • Avatar
    پناه
    10 بهمن 1401 - 16:31

    خیلی عالی و جذاب بود

  • Avatar
    va
    21 مهر 1401 - 13:48

    بد نبود ولی همش تکرار داشت به نظرم باید هدف های جدید داخل رمان دنبال میشد برای جذابیت بیشتر

  • Avatar
    صهبا
    9 اردیبهشت 1401 - 15:40

    تا ۵۰۰ صفحه همش یه چیز تکرار شده بود. خیلی حوصله سر بر و بیخود بود. دیگه بقیه شو واقعا نخوندم

  • Avatar
    Omid
    22 دی 1400 - 16:21

    مرسی از سایت خوبتون.متشکرم

  • Avatar
    رها
    18 دی 1400 - 18:13

    مثل همیشه عاااااااالی
    عاشقتم بارمانهایی که مینویسی

  • Avatar
    شراره
    2 دی 1400 - 18:27

    سلام چرا هرچی میزنم دانلود نصفه دانلود میشه؟

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      2 دی 1400 - 18:54

      فایل بی نقصه!

  • Avatar
    Y
    1 دی 1400 - 20:17

    بسیار عالی
    من خیلی وقت بود دنبالش بودم

  • Avatar
    فاطمه
    24 آذر 1400 - 00:01

    واقعا ممنون از سایت فوق‌العاده تون من چندین ماه هستش که دنبال رمان شیطان یا فرشته میگشتم فقط تو اینجا تونستم کاملشو دانلود کنم خیلی ممنون

ارسال دیدگاه