رمان بگو که رویا نیست نویسنده الهام الف
دانلود رمان بگو که رویا نیست نوشته نویسنده الهام الف pdf بدون سانسور
عنوان اثر: بگو که رویا نیست
پدید آورنده: الهام الف
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: آبان 1404
شمارگان صفحات : 239
معرفی کتاب بگو که رویا نیست
فروزنده دختر جواني است که سال آخر دبيرستان است ، تابحال دوست پسري نداشته و کمي برايش ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف سخت است ، با اينحال به طور اتفاقي با برادر دوستش، ژوبين آشنا مي شود و اين دوستي تاثير زيادي روش ميذاره روزها مي گذرد و ارتباط فروزنده و ژوبين بيشتر مي شود و فروزنده به ژوبين دل مي بندد ، او روز تولد ژوبين را از طريق ناژين متوجه مي شود و سعي مي کند روز تولد او را غافلگير کند ولي آن روز ژوبين را همراه دختر ديگري مي بيند و دلش مي شکند…
خلاصه رمان بگو که رویا نیست
پاشو دیگه.فروزنده نمی خوای از تخت دل بکنی
فروزنده با شنیدن صدای خواهرش خمیازه ای کشید و با خواب آلودگی گفت :
جون فروزنده.بزار یه پنج دقیقه دیگه بخوابم.باشه
و بی آنکه متوجه نگاه غضبناک خواهرش که کنار تختش ایستاده بود بشود
به سمت دیگری چرخید و سعی کرد بخوابد
فرناز به ساعت دیواری نگاه کرد و
دندان هایش را از حرص بهم فشرد با عصبانیت به طرف پنجره اتاق رفت و
پرده ی آن را تا آخر کشید ؛ فضای کسل و دلگیر اتاق به مدد روشنایی بیرون از بین رفت .
فروزنده ناله ای کرد و گفت :
پرده رو بنداز.اَه.
فرناز دست به کمر ایستاد و گفت :
نه.مث اینکه تو واقعا قصد بلند شدن نداری
و با این حرف به سمت تخت خواب قدم برداشت و رو انداز خواهرش را کشید
فروزنده با دلخوری روی تخت نشست و گفت :
داری چکار می کنی
فرناز دست دراز کرد و متکای او را برداشت و یک ضربه نثار سر خواهرش کرد



دیدگاه کاربران