رمان جان شیفته رومن رولان
رمان جان شیفته رومن رولان رمان جان شیفته رومن رولان

رمان جان شیفته رومن رولان

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب جان شیفته
نویسنده
رومن رولان
ژانر
اجتماعی , کلاسیک , تاریخی
ملیت
خارجی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
519 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان جان شیفته رومن رولان' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

کتاب رمان جان شیفته

دانلود کتاب رمان جان شیفته از نویسنده رومن رولان به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

جان شیفته سرگذشت زنی را نقل می‌کند که روحی شیفته و عاشق دارد و زندگی‌اش مانند نام خانوادگی‌اش، ریوی‌یر (به معنای رودخانه) به رودی پرپیچ و خم و پرآب و غنی می مانَد. جان شیفته با شیفتگی آنت ۲۴ ساله به پدرش و مرگ او آغاز می‌شود. در همین زمان آنت باردار می‌شود و ازدواج با پدر فرزندش را رد می‌کند. سپس خواهر ناتنی‌اش را کشف می‌کند و شیفته او می‌شود. جان شیفتهٔ آنت پس از آن عشق مادرانه را درمی‌یابد. در جلدهای بعدی کتاب، آنت و پسرش، مارک ریوی‌یر درگیر حوادث تاریخی فرانسه می‌شوند و «بدین سان، زندگی او (آنت) در دو سطح موازی پیش می‌رود؛ و دیگران جز زندگی رویی او را نمی‌شناسند. در آن زندگی دیگر، آنت همیشه تنها می‌ماند.» و این «زندگی دیگر»، جریان زیرین و ناپیدای رود، جان شیفته نام دارد.

خلاصه کتاب رمان جان شیفته

دم پنجره نشسته پشت به روشنایی داشت، چنان که پرتو آفتاب فروشونده بر گردن و پس گردن ستبرش می تافت. تازه رسیده بود. پس از ماه ها اینک برای نخستین بار روزی را بیرون، در دشت و روستا، گذرانده بود، راه رفته و از این آفتاب بهاری سرمست گشته بود. آفتابی همچون می ناب مستی زا، که هیچ سایه ای از درختان برهنه بدان نمی آمیزد، بلکه از خنکی هوای زمستان رو به زوال نیرو هم می گیرد. آنت زمزمه ها در سر داشت، رگ هایش می طپید، چشمانش سرشار از سیلاب های روشنایی بود. سرخ و زرین، زیر پلک های بسته، زرین و سرخ، در پیکرش. همچنان که بی حرکت و کرخ گشته روی صندلی نشسته بود، یک دم در بی خودی فرو رفت...

آبگیری میان جنگل، با لکه ای از آفتاب، بر گونه چشمی. گرداگرد آن، دایره ای از درختان با تنه های خزه بسته. هوس تن شویی. آنت خود را برهنه می یابد. دست سرد آب بر پاها و زانوهایش می ساید. وارفتگی لذت. آنت، در آبگیر سرخ و زراندود، بر تن برهنه خود می نگرد...ناراحتی مبهمی که در بیان نمی آید: گویی که چشم های دیگری در کمین اند و نگاهش می کنند. برای گریز از آن، پیش تر می رود و اینک تا زیر چانه اش در آب است.

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!