رمان پنجره جنوبی معصومه بهارلویی
رمان پنجره جنوبی معصومه بهارلویی رمان پنجره جنوبی معصومه بهارلویی

رمان پنجره جنوبی معصومه بهارلویی

دانلود با لینک مستقیم 5 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان پنجره جنوبی
نویسنده
معصومه بهارلویی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
1221 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان پنجره جنوبی معصومه بهارلویی' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان پنجره جنوبی از نویسنده معصومه بهارلویی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

گلبو بعد از مرگ مادرش و تنها شدنش و ترک همسرش علیرضا به دلیل اتهامی رهسپار شمال میشود و در این متوجه میشود که باردار است و قصد سقط جنین دارد اما با دکتر مهشید که در کار خیر است و همسرش گلخانه دار اشنا میشود که بچه دار نمیشوند و دکتر مهشید قصد دارد فرزند گلبو را به فرزندی انتخاب کند اما با مسائلی که پیش میاید دکتر و همسرش طلاق میگیرند و گلبو موقتا پیش امیر سام همسر مهشید میماند، علیرضا که هنوز نتوانسته از فکر گلبو بیرون بیاید به دنبال او میگردد ...

خلاصه رمان پنجره جنوبی

فضا پر بود از رقص نور و گاز مه مانندی که زیر پای جوانان می لغزید! بوی خاصی در محیط پیچیده بود که بی ربط نبود به چند جوان گوشه ی سالن و سیگاری که بینشان رد و بدل میشد. هر دو ایستاده بودند جلوی میز بار و نگاه یکی از آنها غریبانه و ناخرسند بین جمع می گشت و دیگری بی خیال و بی قید، نخ سیگار کشیده نشده ای میان انگشتانش بازی بازی می کرد و از میان تای انگشتانش نوبت به نوبت تاب می خورد و می رفت تا نزدیک شست و برمی گشت سمت انگشت کوچکش!
- اونا،خودشونن؟!

برگشت سمت همراهش که با سر گوشه ای را نشان می داد، شش هفت دختر و پسر دور هم جمع شده بودند. جواب مرد به ظاهر بیخیال، به همراه عصبی و کلافه اش فقط "هوم" بود و نگاهش تیزتر از قبل روی آن جمعیت و تیز شد!و دختر قد بلندی از میان آن جمع شش هفت نفره،با لباس هایی نافرم و بدن نیمه برهنه و آرایش غلیظ و پر اکلیل، از لحظه ی ورودش دنبال این دو نفر می گشت.

وقتی متوجه شد نگاه آنها هم به اوست،از همان فاصله با ناز و ادا لبخندی به عنوان سلام به رویشان زد که جوابی از این دو نداشت! مرد عصبی،چینی به دهان و بینی اش داد و پرسید:
-چندتا دخترن، کدوم از ایناست؟
- قرار بود اون یکی دختره بهمون نشونش بده!
و همچنان که با سیگارش بازی می کرد با سر دختر قد بلند را نشان داد!دختر که هنوز نیم توجهش این سمت بود، دست انداخت دور شانه ی دختری که از خودش کوتاه تر بود و با همین حرکت ساده، به آنها نشان داد کیس مورد نظرشان، همان دختر قد متوسط است.

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 دیدگاه

  • Avatar
    Sara
    20 شهریور 1404 - 21:45

    چرا فایل باز نمیشه؟

  • Avatar
    ماهرو
    29 تیر 1404 - 19:18

    یکم آخر داستان شخصیت مرد یهو منقلب شد و شد یه مرد عالی و خانواده دوست ولی در کل خوب بود

  • Avatar
    مریم
    24 اسفند 1402 - 01:21

    ارزش خواندن دارد

  • Avatar
    م.رام
    1 مهر 1402 - 11:46

    بسیار زیبا و عالی ممنون از خانم بهارلویی عزیز و خوش ذوق

  • Avatar
    شیما
    31 مرداد 1402 - 10:57

    واقعا زیبا و عالی بود هم موضوع هم قلم
    شروع بعضی رمان ها کسل کنندست ولی این رمان ایطوری نبود واز ابتدا جذبش شدم

  • Avatar
    smalove
    29 تیر 1402 - 17:42

    بسیار عالی و زیبا ،ممنونم.

  • Avatar
    فاطمه
    26 تیر 1402 - 15:03

    رمان قشنگیه

  • Avatar
    Lovely
    26 فروردین 1402 - 20:52

    دوسش داشتم👌👌👌

  • Avatar
    fti
    23 اسفند 1401 - 08:36

    رمان بسیار زیبا متفاوت ممنونم

  • Avatar
    الهام
    12 بهمن 1401 - 08:04

    سلام
    رمان زیبایی بود

  • Avatar
    پریسا
    21 آذر 1401 - 16:11

    سلام واقعا رمان عالی و پخته ای بود .کاملا مشخصه که نویسنده کارشو خوب بلده .ممنون از نویسنده عزیز

  • Avatar
    elirose
    23 آبان 1401 - 14:43

    سلام. رمانهای مدنظرمون رو کجا میشه درخواست داد؟

  • Avatar
    nedaaa6
    7 مهر 1401 - 21:38

    واقعا زیبا بود، قلم نویسنده عالی بود، ولی کاش سانسور نمیشد

  • Avatar
    nedaaa6
    19 شهریور 1401 - 03:29

    سلام من دانلود کردم تعداد صفحات ۱۱۵۹تا هست ولی تو توضیحات زده ۱۲۲۱ !!! میشه بگین جریان چیه؟ میترسم شروع به خوندن کنم ولی نیمه تموم باشه، میشه پاسخ بدین

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      19 شهریور 1401 - 19:30

      دوست عزیز اندازه سایز فونت و متن تغییر دادیم
      و به همین دلیل صفحات کمتر و بیشتر میشن
      فایل کامل هست

  • Avatar
    نگاه
    4 اردیبهشت 1401 - 12:28

    عالی بود هم موضوع هم قلم

  • Avatar
    عاطفه
    2 مرداد 1400 - 07:56

    سلام و عرض ادب رمان حدود 62 صفحه کم تر است و رمان به اتمام نرسیده

  • Avatar
    مسافر
    16 تیر 1400 - 19:00

    سلام خیلی خوب بود
    دوستش داشتم😍😍

  • Avatar
    فرشته
    28 اردیبهشت 1400 - 23:04

    سلام رمان خوبی بود
    خسته نباشید میگم به نویسنده ی رمان

  • Avatar
    الی
    28 اردیبهشت 1400 - 15:32

    سلام وخسته نباشید
    ممنون ازنویسنده عزیزرمانتون عالی بود
    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

ارسال دیدگاه