کتاب نان و شراب
کتاب نان و شراب کتاب نان و شراب

کتاب نان و شراب

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب نان و شراب
نویسنده
اینیاتسیو سیلونه
ژانر
اجتماعی
ملیت
خارجی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
473 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب نان و شراب' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

رمان تکرار روایت فدیه ی اسمانی است که مسیح شب قبل از به صلیب کشیده شدنش با حواریون خورده بودند، کتاب بررسی تحلیل ژرفگانه ی در سیاسیت و تاثیر ان بر زندگی توده ها دارد، قهرمان داستان، علیه فاشیزم میجنگد، فاشیسمی که اصل آن نهفته در مذهب ارتجاعی کلسیا است ...

خلاصه کتاب نان و شراب

نان و شراب رمانی اثر اینیاتسیو سیلونه نویسنده ایتالیایی است. این رمان زمانی نوشته شد که سیلونه در تبعید دولت بنیتو موسولینی به سر می برد. کتاب اولین بار در سال ۱۹۳۶ و به زبان آلمانی چاپ و در سوئیس منتشر شد و در همان سال ترجمه انگلیسی آن در لندن نیز منتشر گردید. نسخه ایتالیایی کتاب تا سال ۱۹۳۷ ظاهر نشد. بعداز جنگ سیلونه نسخه کاملاً متفاوتی از کتاب به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد. این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۵ و با ترجمه محمد قاضی به فارسی برگردانده شد و اولین اثری بود که از سیلونه به فارسی برگردانده شد.

پدرم الکلی بود و در سن چهل سالگی مرد. چند هفته قبل از مرگش یک شب مرا به نزد خود خواند و تاریخچه‌ زندگی خود را برای من حکایت کرد، یعنی تاریخچه‌ شکستش را. ابتدا از مرگ پدرش، یعنی پدربزرگم با من شروع به صحبت کرد. پدرش به او چنین گفته بود: «من فقیر و ناکام می‌میرم، ولی همه‌ی امیدم به تو است، شاید تو بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، از او بگیری!»

پدر من نیز وقتی حس کرد که اجلش فرا رسیده است به من گفت که حرفی به جز تکرار آنچه پدرش به او گفته بوده است، ندارد: «من نیز ای فرزند عزیزم، اینک فقیر و ناکام می‌میرم. امیدم به تو است و آرزومندم بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، تو از او بگیری!» بنابراین آرزوها هم مثل بدهی‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. من اکنون سی و پنج سال دارم، و می‌بینم در همان نقطه‌ای هستم که پدر و پدربزرگم بودند.

من نیز آدمی هستم شکست خورده و زنم پا به زا است. فقط همین حماقتم باقی هست که معتقد شوم، فرزندم خواهد توانست آنچه را که زندگی به من نداده است از او بگیرد. من می‌دانم که او نیز نخواهد توانست از این سرنوشت محتوم بگریزد، او نیز از گرسنگی خواهد مرد، یا از آن بدتر نوکر دولت خواهد شد.

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!