کتاب صوتی خارج از هزارتو
کتاب صوتی خارج از هزارتو کتاب صوتی خارج از هزارتو

کتاب صوتی خارج از هزارتو

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب صوتی خارج از هزارتو
نویسنده
اسپنسر جانسون
ژانر
صوتی. اجتماعی، کلاسیک، موفقیت و خودسازی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب صوتی خارج از هزارتو' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب خارج از هزارتو اثر اسپنسر جانسون به صورت فایل صوتی (mp3) قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

داستانی درباره قدرت باور است. این کتاب داستانی ساده اما قدرتمند را تعریف می‌کند که درس‌های مهمی را درباره منطبق کردن خود با تغییرات، چه در زندگی فردی و چه در زندگی حرفه‌ای می‌دهد ...

خلاصه کتاب خارج از هزارتو

اگر یک منبع شادی یا موفقیت را از دست بدهید، احساس ناامیدی کرده و محتاط می‌شوید اما منابع دیگری منتظرند تا شما آن‌ها را کشف کنید. بلاخره به قدری گرسنه می‌شود که مجبور می‌شود ایستگاه پنیر سیر را ترک کرده و به دنبال پنیر جدیدی بگردد. وقتی در هزارتو مشغول کند و کاو است با گوشه‌های تاریکی روبرو می‌شود و سرش را به اطراف می‌چرخاند تا نشانی از پنیر بیابد. او نمی‌خواهد به درون تاریکی برود زیرا از گم شدن می‌ترسد. او هیچوقت خود را تغییر نمی‌دهد بنابراین به حرکت خود ادامه می دهد. او از بن بست‌های هزارتو نیز رد می‌شود اما این کار

نیز نتیجه‌ای ندارد، بنابراین او سریعا از آنجا نیز می‌گذرد. به بیانی دیگر او بسیار محتاط و ناامید است. ما نیز ممکن بعد از تغییرات و زمانی که شرایط ما را مجبور به جلو رفتن می‌کنند چنین حسی را داشته باشیم. در حین حرکت کردن وارد دنیایی می‌شویم که اصلا شباهتی به دنیایی که آن را پشت سر گذاشته ایم ندارد. ما نیز مانند هِم دوست نداریم در این دنیای جدید گم شویم، بنابراین زیاد وارد قلمرو ناشناخته‌ها نمی‌شویم. همچنین مانند هِم راه‌های بیشماری داریم که می‌توانیم آن‌ها را انتخاب کنیم. اما بسیاری از آن‌ها شبیه به بن بست هستند، بنابراین اصلا

زحمتی به خودمان نمی‌دهیم که آن‌ها را کشف کنیم، هِم وقتی در  هزارتو حرکت می‌کند هیچ موفقیتی ندارد، او ضعیف و ضعیفتر می‌شود تا اینکه شبی از شدت خستگی به خواب می‌رود. صبح روز بعد خود را در محاصره اشیاء قرمز رنگ اسرارآمیزی می‌بیند. آن‌ها بوی غذا می‌دهد اما او تا به حال چیزی مانند آن‌ها ندیده است بنابراین بیشتر به آن‌ها مشکوک می‌شود. مشخص می‌شود که آن‌ها سیب هستند و توسط موش دیگری به نام هوپ در آنجا گذاشته شده‌اند که منتظر اوست که بیدار شود. هوپ مانند هِم بعد از اینکه ذخیره‌ی غذاییش تمام شد، در هزارتو به دنبال غذا گشته است ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!