کتاب صد دیکتاتور تاریخ
دانلود کتاب صد دیکتاتور تاریخ نوشته نویسنده گی دو موپاسان pdf بدون سانسور
عنوان اثر: صد دیکتاتور تاریخ
پدید آورنده: گی دو موپاسان
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: مهر 1404
شمارگان صفحات : 402
معرفی کتاب صد دیکتاتور تاریخ
شرح حال يكصد تن از شريرترين مستبدان جهان 100 ديكتاور تاريخ، وقايع نگاري هولناكي است از ديكتاتورها و جنايات آنان بر ضد بشر كه 100 تن از شريرترين مردان و زناني كه قدرت شيطاني خود را بر ضد انسان هاي تيره بخت و زيردستانشان به كار مي بردند معرفي مي كند.
خلاصه کتاب صد دیکتاتور تاریخ
اسکندر مقدونی، جبار و خونخواری بود که چنان تشنهی قدرت و خونریزی بود که در «تورات»، در کتاب دانیال، سومین حیوان وحشی توصیف شده است؛ حیوانی که نوع بشر را در موجی خونین از قتل و جنایت غوطهور ساخت. در «قرآن مجید» نیز از او با عنوان «ذوالقرنین» یا «مرد صاحب دو شاخ» یاد شده است؛ کسی که گفته میشود در آخرالزمان، بار دیگر با تسخیر شیطان، زمین را به ویرانی میکشاند.
اسکندر، جباریت خود را در سالهای پیش از میلاد آغاز کرد. هنگامی که پدرش فیلیپ دوم، پادشاه مقدونیه، او را بهعنوان نایبالسلطنه برگزید، تنها شانزده سال داشت. او شورشی را که اهالی ماعدی در تراکیه برپا کرده بودند، بیدرنگ سرکوب کرد، شهر اصلی آنان را تصرف نمود و نام آن را به افتخار خود «آلکساندروپولیس» گذاشت. دو سال بعد، فرماندهی حملهای بزرگ در نبرد فرونیا را بر عهده گرفت و گروه نخبگان مشهور به «گروه مقدس» را در شهر تبس قتلعام کرد.
اسکندر پس از قتل پدرش بر تخت شاهی مقدونیه نشست. گفته میشود که در قتل فیلیپ نیز نقش داشت؛ زیرا فیلیپ بهتازگی ازدواج کرده و صاحب پسری شده بود که میتوانست وارث قانونی تاجوتخت شود. به همین دلیل، مادر اسکندر کودک و خواهر ناتنی او را با بیرحمی به قتل رساند و همسر جدید فیلیپ نیز کشته شد.
در همان زمان، یونان دست به شورش زد. پاسخ اسکندر ویران کردن شهر تبس بود. او شش هزار تن از مردم شهر را کشت و سی هزار نفر دیگر را به بردگی فروخت. این اقدام وحشیانه، دیگر شهرهای یونان را به زانو درآورد. سپس به بهانهی تلافی حملهی ایرانیان به یونان در ۱۵۰ سال پیش، به ایران اعلان جنگ داد. در این زمان، ارسطو ــ استاد اسکندر ــ به او آموخته بود که مردمان غیر یونانی، از جمله ایرانیان، تنها شایستگی بردگی یونانیان را دارند.
اسکندر سپاه ایران را در کنار رود گرانیکوس شکست داد و حدود چهار هزار سرباز یونانی مزدور ایرانیان را قصابی کرد و دو هزار نفر جانبهدر برده را به بردگی فروخت. در نبرد ایسوس با داریوش سوم روبهرو شد؛ در این نبرد، بین پنج تا ده هزار ایرانی کشته شدند. او همسر داریوش را به اسارت گرفت و گفته میشود او را باردار کرد. همچنین خواجهی مورد علاقهی داریوش و حرمسرای او را که شامل ۳۶۵ تن از زیباترین زنان آسیا بود، تصرف کرد.
اسکندر به تسخیر شهرهای ساحلی مدیترانه ادامه داد و هر شهری را که مقاومت میکرد، به ویرانهای بدل ساخت. شهر صور قصد تسلیم داشت، اما از برگزاری جشن مذهبی به ریاست اسکندر سر باز زد. در پاسخ، او به شهر حمله کرد، نظامیان و غیرنظامیان را بیرحمانه قتلعام نمود و معبدی را که زنان و کودکان به آن پناه برده بودند، به آتش کشید. دو هزار مرد در ساحل مصلوب شدند و سی هزار نفر دیگر به بردگی رفتند. سپس در غزه، همهی مردان را ــ جز فرماندار ایرانی شهر ــ قتلعام کرد. فرماندار را به پشت ارابه بستند و تا زمان مرگ بر روی زمین کشیدند.
اسکندر سپس به مصر رفت و در آنجا مقاومتی ندید. از این رو به فلسطین بازگشت و شهر سامریه را به تلی از خاک تبدیل کرد و بزرگان شهر را به دار آویخت. او پس از پیروزی بر داریوش در نبرد گوگامل، بابل، ثروتمندترین شهر خاورمیانه را تصرف کرد. سربازانش پنج هفته به عیش و نوش پرداختند و سپس، در حال مستی، اسکندر پرسپولیس را به آتش کشید.
پس از قتل داریوش، اسکندر قاتلان او را تعقیب کرد تا اینکه یکی از آنان به نام بسوس را یافت. او را برهنه کرد، شلاق زد، بینی و گوشهایش را برید و سرانجام به چهارمیخ کشید.
در ادامهی فتوحاتش، در حال مستی، یکی از نزدیکترین دوستانش به نام کلایتوس را با خنجر کشت. رفتهرفته، خود را «فرمانروای جهان» خواند و به تقلید از آداب ایرانی پرداخت. او یونانیانی را که حاضر نبودند در برابرش تعظیم کنند، با اتهامات واهی به مرگ محکوم کرد. بسیاری از افسرانش شکنجه شدند و ارتش را از کسانی که وفادار به پدرش بودند پاکسازی کرد.



دیدگاه کاربران