کتاب قدرت زبان زندگی روزمره
کتاب قدرت زبان زندگی روزمره کتاب قدرت زبان زندگی روزمره

کتاب قدرت زبان زندگی روزمره

دانلود با لینک مستقیم 14 6
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب قدرت زبان زندگی روزمره
نویسنده
احمد خالقی
ژانر
جامعه شناسی، توسعه فردی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
326 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب قدرت زبان زندگی روزمره' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب قدرت زبان زندگی روزمره نوشته نویسنده احمد خالقی pdf بدون سانسور

عنوان اثر: قدرت زبان زندگی روزمره

پدید آورنده: احمد خالقی

زبان نگارش: فارسی

سال نخستین انتشار: آبان 1404

شمارگان صفحات : 326

معرفی کتاب قدرت زبان زندگی روزمره

محور اصلی کتاب، بحث درباره تحول کیفی مفهوم قدرت در پرتو چرخش بنیادین در حوزه فلسفی قرن بیستم است که زبان و زندگی روزمره را در کانون خود جای داده و به دو مفروضه بنیادین اتکا دارد۱ :ـ معرفت فلسفی به مثابه آشکار کننده بنیادی‌ترین صور دانایی نسبتی پیچیده با تجربه و صور متنوع آگاهی بشری دارد۲ .ـ می‌توان دانایی و آگاهی‌های بشری را برحسب چرخش مدام یا گسست در صور بنیادی دانایی مورد علاقه قرارداد ."نویسنده در این کتاب، نشان می‌دهد که برای فهم مفهوم قدرت، باید مولفه‌های مهم فکر فلسفی دوران متاخر، یعنی زبان و زندگی روزمره را بررسی نمود و تحولات مطرح شده در این زمینه را نزد متفکرانی چون، "هایدگر "و "ویتگنشتاین "و بازتاب آن را نزد اندیشمندانی چون "فوکو "پیگیری کرد .عناوین بخش‌های اصلی کتاب بدین قرار است" :نظریه کلاسیک قدرت مدرن (دیدگاه هابز در زمینه قدرت)"، "گفتمان فلسفی معاصر، سوژه، زبان، زندگی روزمره (فلسفه تحلیلی، فلسفه قاره‌ای :ساختار سوژه ;اپیستمولوژی تا آنتالوژی) "و "گفتمان سیاسی معاصر، قدرت، زبان، زندگی روزمره (سوبژکتیویته و سلطه، فوکو، سوبژکتیویته و قدرت)

خلاصه کتاب قدرت زبان زندگی روزمره

مطرح شدن نام سیاست به سرعت اذهان را به سمت کانون‌های عمده قدرت و مردانی که آنها را در اختیار دارند سوق می‌دهد. تصاحب این نهادها توسط مشتاقان جدید و یا حفظ و استمرار حضور صاحب‌منصبان قبلی، دغدغه‌های بسیاری را شکل می‌دهد. در بسیاری از مواقع، مشتاقان جدید با داعیه‌های اصلاح‌طلبی و یا در مواردی خاص، در کشورهای جهان سومی، انقلابیون بر این مدعا هستند که حضور افراد صالح در رأس قدرت می‌تواند تحول کیفی در بکارگیری آن ایجاد نماید.

قدرت ابزاری است که از طریق اعمال آن می‌توان تا اعماق جامعه را دچار تحول نمود. طبیعی است که چنین اکسیری، بکارگیری خشونت را نیز توجیه می‌نماید. نهادهای قدرت اشغال می‌شوند، هزاران نفر جان می‌بازند و صاحب‌منصبان جدید به سرعت همانگونه عمل می‌کنند که سال‌ها آن را مورد شماتت قرار می‌دادند. اطاعت، سرکوب و به همراه تحمیق، داستانی است که مجدداً تکرار می‌شود. راستی مشکل کجاست؟ برای من و نسل همدوره‌ام، تحول فوق چیزی نبود که آن را تنها به صورت تئوریک و یا نوشتاری پی بگیریم. ما خود شاهد یکی از عجیب‌ترین انواع جابه‌جایی‌های قدرت بودیم. سال‌های جوانی ما با تمامی تبعات این جریان عجین شد.

این نسل با آرمان‌هایش در پی برپایی جهانی و آدمیانی از نوع دیگر بود و فکر می‌کرد که با به دست گرفتن قدرت می‌تواند طرحی نو در اندازد. چون این ایده‌آل بسیار با ارزش می‌نمود، لذا اعمال قدرت لازم برای آن موجه بود. برای ما، قدرت عنصری زیرپوستی و کاملاً ملموس شد. حادثه تنها این نبود، سال‌ها می‌گذرد و ما همچنان شاهد آنیم که دعوا بر سر تصاحب نهادها، با خشونت و با همان شعارها ادامه دارد. اما دیگر نمی‌توان از این واقعیت سر بر تافت که مشکل در جایی دیگر است و تنها تصاحب قدرت در نهادهای رسمی نمی‌تواند چاره‌ساز باشد.

دانشجوی علوم سیاسی بودن بر این وسواس می‌افزود. بدون تردید، قدرت جزء لاینفک این علم است. در دوران جدید و با هابز، تقریباً تمامی اندیشمندان سیاسی بر این تلاش بوده‌اند تا ساختار ارگانیک تحلیل‌های تئوریک خود را حول این عنصر مهم سامان دهند. شاید بیراهه نباشد که بگوییم مدرنیته با فلسفه کانت حول محور انسان و مکانیک نیوتنی حول محور جهان و قدرت‌ها بزی حول محور بافت اجتماعی شکل گرفته است.

دیدگاه کاربران

اشتراک در
اطلاع از
guest
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها