رمان آرزوهای بزرگ
رمان آرزوهای بزرگ رمان آرزوهای بزرگ

رمان آرزوهای بزرگ

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان آرزوهای بزرگ
نویسنده
چارلز دیکنز
ژانر
زندگینامه، داستانی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
558 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان آرزوهای بزرگ' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

برشی از زندگی مردی به نام پیپ از هفت سالگی تا سی و چند سالگی است و راوی هم خود شخصیت پیپ است. او در طول کتاب اتفاق‌هایی که برایش افتاده را تعریف می‌کند. علاوه بر پیپ دو زن دیگر به نام‌های استلا و هویشام در داستان نقش اصلی دارند. این رمان بسیار نمادین است و بارها و بارها از نمادهای تاریکی و روشنی و نبرد میان آنها استفاده شده است. رمان نشان می‌دهد که مالکیت و ثروت نمی‌توانند درون شخصیت‌ها را تغییر دهند و همچنین پیدا کردن خود واقعی، نیاز به طی کردن مسیری طولانی دارد. مسیری که البته در نهایت انسان را به آگاهی می‌رساند ...

خلاصه رمان آرزوهای بزرگ

از ماجرای آقا زاده پریده رنگ سخت نگران بودم. هرچه به این زد و خورد بیشتر می‌اندیشیدم و چهره خون آلود و پف کرده او را در مراحل مختلف سقوط بیاد می‌آوردم اطمینان می‌یافتم که بلائی به سرم خواهد آمد حس می‌کردم که خون این آقا زاده بگردنم خواهد افتاد و قانون به انتقامش بر خواهد خاست. با اینکه به درستی نمی‌دانستم در چنگال چه عقوبتی گرفتار خواهم آمد این نکته برایم روشن بود که محال است پسر بچه های روستائی به حوالی خانه اعیان بروند و خانه مردم آبرومند را ویران کنند و جوانان درس

خوان و سخت کوش انگلستان را بیازارند و به شدت کیفر نبینند. روزها در خانه ماندم و از ترس اینکه مبادا مأموران زندان محل در کمینم باشند ابتدا از در آشپز خانه نگاه های احتیاط آمیز و نگرانی به بیرون می‌افکندم و سپس خارج می‌شدم. چون شلوارم به خون بینی جوان پریده رنگ آلوده شده بود از سکوت شب استفاده کردم و آثار جرم را با آب شستم. انگشتانم از برخورد با دندان‌های آقازاده خراش یافته بود، هزاران بار به مغز خود فشار آوردم تا بلکه بتوانم این وضع لعنتی اتهام آمیز را، وقتی در برابر قضات دادگاه احضار

می‌گردم، توجیه کنم. وقتی روز بازگشت به مکانی که در آن مرتکب این تبهکاری گشته. فرارسید دیگر وحشت و اضطرابم حد و حدود نمی‌شناخت. با خود می‌گفتم نکند باز پرسان دادگستری که ممکن است مخصوصاً بدین منظور از لندن گسیل شده باشند پشت در کمین کرده باشند؟ نکند میس هاویشام برای اینکه از عامل چنین جنایتی که در خانه اش روی داده انتقام بگیرد با جامه های ماتم خویش بپا خیزد و با طپانچه ای مرا از پای درآورد ؟ مبادا يك دسته مزدور را اجیر کرده باشند تا در کارخانه نوشیدنی سازی ناگهان بر سرم بریزند ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!