رمان حس مبهم عشق هایده حائری
رمان حس مبهم عشق هایده حائری رمان حس مبهم عشق هایده حائری

رمان حس مبهم عشق هایده حائری

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان حس مبهم عشق
نویسنده
هایده حائری
ژانر
عاشقانه , کل کلی , اجباری
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
تعداد صفحه
802 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان حس مبهم عشق هایده حائری' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان حس مبهم عشق

رمان حس مبهم عشق

دانلود رمان حس مبهم عشق اثر هایده حائری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

همینک در رسانه رمان بوک دنبال کنید داستان دختر دانشجویی به نام سروناز که با عمه اش در یک ساختمان دو طبقه زندگی می کنند، خانواده اش برای زایمان خواهرش به خارج می روند و سینا پسر عمه او که با هم به شدت بحث و جدل دارند، با فوت برادر مادربزرگ سینا و رفتن به شهرستان و اتفاق عجیبی که منجر به سوتفاهمی می شود که این دو باید با هم عقد کنند، چون ..

خلاصه رمان حس مبهم عشق

سارا را به اندازه ی یک خواهر یا شاید هم بیشتر دوست داشتم ... واقعا برایم حکم یک خواهر را داشت ... از وقتی که به یاد داشتم او را در کنارم دیده بودم تا به امروز ... هشت ماه از او کوچکتر بودم ولی احساس می کردم با او دوقلویم و در حقیقت همین هم بود ... در کودکی همیشه همبازی یکدیگر بودیم و وقتی هم که به مدرسه رفتیم با اینکه خانه ما به خانه عمه اینها کمی فاصله داشت ولی باز هم به خاطر وابستگی که به هم داشتیم ما را در یک مدرسه گذاشته بودند و با سرویس به مدرسه می رفتیم.

بزرگتر که شدیم تمام اوقات فراقتمان با هم می گذشت و سارا به راستی جای خالی یک دوست ویک خواهر را برایم پر می کرد و مطمئنا من هم برای او چنین نقشی داشتم ... با اینکه از سارا هشت ماه کوچکتر بودم ولی با زود رفتن من به مدرسه هر دو در یک کلاس  و سر یک میز درس خواندیم و بعد از گذراندن دیپلم باز هم با هم سر یک کلاس کنکور ثبت نام کردیم و با انتخاب رشته تحصیلی مشابه با هم به یک دانشگاه رفتیم

واقعا برای بعضی از دوستانمان جالب بود که اینطور از اول با هم گذرانده ایم ... ترم سوم دانشگاه رشته فیزیک بودیم و به قول خودم قرار بود جای نیوتن و انشتین را بگیریم! حدود دو سالی می شد که خانه قبلی مان را فروخته بودیم وهمسایه طبقه بایین خانه عمه اینها شده بودیم و من و سارا از خدا خواسته به هم نزدیک تر شدیم ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 دیدگاه

  • Avatar
    ……
    17 خرداد 1400 - 03:28

    قشنگ بود یعنی بد نبود ایراد داشت خیلی چیزا آخرش مشخص نشد ایراداش یکیش اینه بعد هفتصد صفحه تازه صفحه های آخر عشقشونو اعتراف کردن:| و دوم خیلی از شخصیتا معلوم نشد چیشدن فرزاد چیشد رفتن عروسی کنن یا نه مادر پدر سرونازم تا اخر رمان نبودن خواهر بچه خواهرشم نبودن:||| سجادم کلا نخودی بودددد جز این ایرادا قشنگ بود

    • Avatar
      سپیده
      19 تیر 1400 - 23:40

      عاااااااالی

  • Avatar
    یاسمن
    6 اردیبهشت 1400 - 13:35

    هنوز نخوندم ولی درعوض رمان عشق مبهم اززهرا۸۰ خوندم وباید بگم رمان خیلی عالی بود من رمان طنز دوست ندارم ولی باید بگم رمان عشق مبهم یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم وواقعا ازخوندنش لذت بردم امیدوارم این رمانم قشنگ باشه

  • Avatar
    Maria
    4 آذر 1399 - 20:06

    خیلی خوب بود😍😍

  • Avatar
    آسی
    13 آبان 1399 - 08:02

    خوب بود

    • Avatar
      Z.a
      24 دی 1399 - 18:46

      اگه جلد دوم هم می‌نوشتید، قشنگ میشد…

    • Avatar
      سوده
      7 بهمن 1400 - 10:09

      عالی بود

  • Avatar
    ماریا
    17 مهر 1399 - 06:38

    زیبا بود

  • Avatar
    نیوشا
    15 مهر 1399 - 10:37

    بسیار رمان زیبایی بود – کل کل بسیار با مزه و داستان عاشقانه زیبا – بنظرم راحت قابل چاب است. تبریک به نویسنده.