رمان دزد شیطانی (جلد دوم مجموعه دیموناتا)
رمان دزد شیطانی (جلد دوم مجموعه دیموناتا) رمان دزد شیطانی (جلد دوم مجموعه دیموناتا)

رمان دزد شیطانی (جلد دوم مجموعه دیموناتا)

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان دزد شیطانی (جلد دوم مجموعه دیموناتا)
نویسنده
دارن شان
ژانر
فانتزی ، تخیلی ، ترسناک ، معمایی ، گرگینه ای
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
314 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان دزد شیطانی (جلد دوم مجموعه دیموناتا)' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان دزد شیطانی (جلد دوم مجموعه دیموناتا) اثر دارن شان با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

این کتاب درباره پسری است به نام کرنل کورنلیوس که لکه‌ های نور زیادی را می‌بیند. خیلی‌ها به این خاطر که او قضیه نورها را فاش کرده او را یک انسان دیوانه می‌دانند و از او فاصله می‌گیرند.به همین علت او بسیار تنها شده‌ است. تا اینکه روزی به‌طوری اتفاقی نورها را کنار یکدگر می‌چیند و ناگهان پنجره‌ای به سوی دنیای دموناتا باز می‌شود و اربابی شیطانی -لرد لاس- از آن بیرون می‌آید و کرنل را با خود می‌برد. کرنل که از موضوع تنهاییش خیلی ناراحت بوده با استفاده از استعداد خود در جادوگری یکی از دستیارهای لرد لاس را با جادوی دگردیسی تغییر می‌دهد و ...

خلاصه رمان دزد شیطانی

بلافاصله می فهمم که دچار مشکل شده ایم. برانابوس مشغول مبارزه با جمعی موجود شیطانی است که شبیه مار اند. اما دست و چنگال دارند و سرشان شبیه سر ببر، شیر و لاشخور هاست. چند تایی از آن ها بی وقفه با جادوگر پیر دست و پنجه نرم می‌کنند و با نیش ها و چنگال هایشان بدن او را رشته رشته می‌برند سرعتشان باور کردنی نیست. پیرمرد با فرستادن جرقه‌ های نور به حملات آن ها جواب می‌ دهد. دو تا از آن جانورها تکه تکه شده و کنار پای پیرمرد روی

زمین افتاده اند اما تعداد زیادی از آن‌ها همچنان پیش می‌ آیند. در دور دست، پنجره دیگری را می‌بینم و شیطانی را که می‌خواهد از آن بیرون برود. مطمئن نیستم، اما به نظرم می‌آید که کاداور باشد! هیجان پرشوری سراپای وجودم را می‌گیرد و راه می‌افتم که به طرف پنجره بدوم، اما یکی از آن جانورهای شیطانی من را می‌بیند و مثل پرنده‌ای شکارچی جیغ می‌کشد. دم فلس دارش را به طرف عقب می‌کوبد و به طرف من هجوم می‌آورد. سر جا خشکم می‌زند و اعتماد تازه

یافته‌ام را از دست می‌دهم. به پشت سر آن جانور نگاه میکنم می‌بینم که پنجره تکه تکه و محو می‌شود. و امیدم را هم از دست می‌دهم. با از دست رفتن شکارم تنها و وحشت زده سر جایم می‌مانم بی دفاع و کاملا بی حرکت. پشت سر من راض از پنجره بیرون می‌آید. با ترس و تعجب فریاد می‌زند، بعد جلو من می‌پرد و هیولایی را که می‌خواست به من حمله کند، دو دستی می‌گیرد. دندان هایش را در گلوی هیولا فرو می‌برد و گلوی جانور را پاره می‌کند. هیولا دست و پا می‌زند ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 دیدگاه

  • Avatar
    شهرام ابراهیم زاده مقدم
    30 بهمن 1402 - 21:14

    سلام پس جلد اول مجموعه ایموناتا کجاست ؟

  • Avatar
    4u!
    2 آبان 1401 - 03:51

    سلام چرا لینک ماه مه الود و پرنیان شب و توکا پرنده کوچک نیست برا دانلود

  • Avatar
    maya
    4 مرداد 1401 - 00:37

    رمان قشنگیه چندین جلد داره من چند سال پیش خوندمش

  • Avatar
    moon
    9 فروردین 1401 - 00:33

    اگر مثل من اعصابتون ضعیفه پیشنهاد میکنم این رمان و نخونین 🤦🏻‍♀️

    • Avatar
      admin مدیر سایت
      9 فروردین 1401 - 09:34

      خب چرا نخونند دقیقا؟

    • Avatar
      فاطمه
      4 خرداد 1401 - 01:51

      مرسی😂❤