کتاب دختر بخت
کتاب دختر بخت کتاب دختر بخت

کتاب دختر بخت

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب دختر بخت
نویسنده
ایزابل آلنده
ژانر
داستانی، خارجی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
426 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب دختر بخت' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب دختر بخت اثر ایزابل آلنده به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

الیزا سامرس که از بدو تولد، کودکی بی سرپرست بود، توسط زنی خوش قلب به نام خانم رز و برادر سختگیرش، جرمی، در یکی از مستعمرات بریتانیا، شهر والپاراسیو در شیلی بزرگ می شود. درست همزمان با این که عشق یکی از کارکنان جرمی، مردی به نام خواکین آندیتا، در دل الیزا می افتد، در ارتفاعات کالیفرنیای شمالی، طلا کشف می شود. خواکین به مقصد سان‌فرانسیسکو به راه می‌افتد تا گنج خود را به دست آورد، و الیزا که فرزند او را باردار است تصمیم می‌گیرد در این سفر او را همراهی کند. همزمان با اینکه با سفر خطرناک شخصیت اصلی داستان به مناطق شمالی همراه می شویم ...

خلاصه کتاب دختر بخت

دگرديسي مشخص الیزا دو سال بعد از عزیمت جیکاب تاد صورت گرفت. از آن حشره‌ی کوچولوی سیاه دوران کودکی اش، به دختری با انحناهای نرم و چهره ای ظریف تبدیل شد تحت نظارت و دقت میس رز، در سال های ناگوار بلوغ بر سرش کتاب می‌گذاشت و پیانو یاد می‌گرفت و در همان حال گیاهان محلی را توی باغچه ی ماما فریتسیا عمل می آورد و نسخه های قدیمی عطاری را برای امراضِ شناخته شده می‌ پیچید و باقی را هم به فرصتی دیگر موکول می کرد؛ از جمله خردل برای بی اعتنایی به زندگی روزمره، برگ گل

ادریسی برای رسیدن و سر باز کردن دمل ها و بازگرداندن خنده، بنفشه برای تحمل تنهایی شاه پسند را برای معالجه‌ی رز توی سوپ او می‌ریخت چون این علفِ معرکه زبان تلخ را درمان می‌کرد. میس رز ناتوان از برگرداندن علاقه‌ی دست پرورده اش به آشپزی را داد و سرانجام نومیدانه به تماشای او نشست که وقت گران بهایش را هدر می‌داد و ساعت ها بین دیگ و دیگ بر سیاه ماما فریتسیا، عمر تلف می‌کرد میس رز هنر آشپزي بومی را برای بانویی جوان مزیتی می‌دانست که می‌توانست با آن به امر و نهی خدمتکاران بپردازد، درست

مثل خودش، اما این ماجرا با فرو کردن دست توی دیگ و بادیه و فریاد از سرِ درد فرق داشت بانو که نباید بوی سیر و پیاز بدهد، اما الیزا عمل را به فرضیه ترجیح می‌داد و سراغ همه‌ی دوستانی می‌رفت که به دستورهای آشپزی اش علاقه نشان دادند؛ همان دستورهایی که توی کتابچه ای می‌نوشت و توی آشپزخانه اصلاح می‌کرد. چند روز تمام را توی آشپزخانه به آسیاب کردن ادویه و دانه های مختلف می پرداخت تا به تزیین کیک شیلیایی و کباب قمری و دست چین کردن و بریدن میوه برای کمپوت بپردازد. زمانی که چهارده ساله شد ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!