کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد
کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد

کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد
نویسنده
استیون کینگ
ژانر
داستانی
ملیت
خارجی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
219 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد اثر استیون کینگ به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

ماجرای مردی به نام آلفرد زیمر، فروشنده‌ی سیاری است که قصد خودکشی در متلی را دارد. این داستان با دیگر داستان‌های استیون کاملا متفاوت است، گویی در این داستان صدای جدیدی از او می‌شنویم. این کتاب برنده جایزه برام استوکر سال ۲۰۰۲ شده است.

خلاصه کتاب هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد

آنجا قتلگاه بود. تا در باز شد فلچر جریان را فهمید و شست اش خبردار شد که چه جور جاییست کفاش پوشیده از کاشی های بادوام خاکستری رنگ بود و دیوارهایش نیز سنگی، سنگ هایی به رنگ سفید چرک که مرور زمان به زردی گراییده بودند. فلچر لکه های کوچک و بزرگ تیره رنگی روی دیوارها ،دید احتمالاً لكه های خون بودند – صدالبته که خون های زیادی در آن اتاق ریخته شده بود. چراغ سقفی ها درون شبکه هایی سیمی قرار داشتند گویی آن ها نیز زندانی مفتول ها بودند. میز چوبی درازی وسط اتاق بود

که سه نفر پشتاش نشسته بودند جلوی میز، صندلی ای خالی بود که انتظار فلچر را می‌کشید. کنار صندلی خالی هم میز چرخ دار کوچکی بود؛ شی روی آن را با تکه پارچه ای پوشانده بودند، درست مثل مجسمه سازی که اثر نیمه تمام اش را در فواصل میان کار میپوشاند. فلچر به طرف صندلی ای که برایش تدارک دیده بودند هدایت می شد، البته واقعاً معلوم نبود، او هدایت می‌شود یا به زور کشیده می شود؛ ظاهراً با حالتی میان این دو به سوی قتلگاه رانده می شد. نگهبانی محکم او را چنگ زده بود فلچر در

میان چنگال نگهبان تلوتلو می خورد. البته به نفع اش بود، تلوتلو بخورد به نفع اش بود گیج و گنگ تر و بیهوش و حواس تر از میزان واقعی اش به نظر برسد؛ هر چه بهت زده تر و منگ تر بهتر می دانست شانس خلاصی اش از آن اتاق واقع شده در زیرزمین وزارت اطلاعات، یک در هزار است شاید هم دو در هزار، البته اگر خیلی خوش بینانه به قضیه نگاه میکرد شانساش هر چه قدر که می خواست باشد، فلچر به هیچ وجه قصد نداشت حتی خود را نیمه هوشیار نشان دهد تا از میزان شانساش بکاهد. دو چشم باد کرده و ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!