کتاب شرح شوق
دانلود کتاب شرح شوق نوشته نویسنده سعید حمدیان pdf بدون سانسور
عنوان اثر: شرح شوق
پدید آورنده: سعید حمدیان
زبان نگارش: فارسی
ژانر: عرفان اسلامی، شرح مثنوی معنوی، ادبیات تعلیمی
سال نخستین انتشار: شهریور 1404
شمارگان صفحات : 722
معرفی کتاب شرح شوق
شرح شوق" به قلم دکتر "سعید حمیدیان"، "شرح و تحلیل اشعار حافظ" در پنج جلد می باشد که به شکل مباحث موضوعی همچون مدخلی بر اشعار لسان الغیب به رشته ی تحریر در آمده است. نویسنده به سبب تعلق خاطری که به خواجه ی شیراز داشته، نزدیک به بیست و پنج سال زمان صرف جمع آوری مطالب این کتاب نموده است و موفق شده تا مباحثاتی خواندنی پیرامون حافظ پژوهی و نظریات حافظ پژوهان در بازه ی گسترده ای از مسائل را به خوانندگان ارائه کند.
خلاصه کتاب شرح شوق
دفتر پیش روی حاصل کاری است که قریب به یک ربع قرن خواه به صورت پیوسته و خواه گاه و بیگاه اشتغال این کمترین جوینده ادب این مرز و بوم و اراد تكوش خواجه شیراز بوده هر چند در این مدت چندان چیزی درباره او برون نداده تا در شمار حافظ پژوهان گرامی جای یا نام گیرد؛ گو نماند ز من این نام چه خواهد بودن؟ به هر روی بهتر دیدم حرف و درد خود را به جمله و یکجا در میان گذارم. اگر عمر تا کنون وفا کرده از بخت شکر دارم و از روزگار هم.
حافظ و شعر او از چند دهه پیش خواه و ناخواه بدل به گستره ای شده است برای تعاطى، تعامل تضارب و تخالف آرا و افکار و نظر گاه های سخت گوناگون میدانی شده است برای انتساب همه چیز به او حتی آنچه خواجه به خواب هم نمی دیده؛ برای یاری با او از ظن خود برای خواست اندیشی مزاج گویی تقدیس یا تفسیق به صرف پندار برای جواز و دستوری یا سند و شاهد گرفتن از او در هر چیز و هر کار برای گرد آوردن زمین و زمان و علم اولین و آخرین در شعر او و خلاصه آیینه سکندری برای همه آرمان ها و آمال ایرانی جماعت بلکه بشر نوعی درباره شخص و شعرش تا توانسته ایم اسطوره ساخته و اسطوره به او و سخنش نسبت داده ایم، شاید هم از آن روی که خلا اسطوره را در عصر خویش با اسطوره ای نوآیین پر کنیم.
نمی دانم از جان خسته و شخص ناتوان او چه می خواسته ایم که بار قرنها بلکه یک تاریخ و حتی ازل و ابد را بر دوش او گذاشته و وی را نماینده همه چیز خود در مجلسی با یک عضو کرده ایم گو این که این دلیری ما هم به نوبه خود درخور ستایش است که هرگز نمی اندیشیم که اگر روزی از بد حادثه، علم و تحقیق و تأمل و تطبيق و قیاس دست کم برخی از حبابهای مبالغات غریب و مطلق سازیهای سقیم ما را ترکاند چه کنیم. در هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم، روزی تعدیلی که معمولاً رهاورد کار و پژوهش به شیوه علمی تر به مدد لوازم و منابع مبنایی کافی است که هنوز در باب غیر حافظ نداریم در بسیاری جنبه های حافظ پژوهی به شکل کنونی روی خواهد داد و آنگاه ...
حرفهای دهان پرکن یا بزرگتر از دهان درباره او آن قدر زده ایم، و حکمهای کلی کیهانی و نسبتهای نجومی در خصوص او آنچنان از در و دیوار پژوهش نماهایمان فروریخته است که به راستی قدری جمع و جور کردن آنها و صبغه علمی تر و تعقلی تر بخشیدن به این گزافکاری ها دشوار است ولی هر چند دیر و زود دارد روزی به ناگزیر صورت خواهد گرفت؛ به قول معروف شب در از است و قلندر بیدار و یا اصلاً من مرده و شماها زنده آری در این آشفته بازار عده ای هرچه خواسته اند گفته و کرده اند بازار هم گرم است و هر جنسی را ولو بنجل ترین در آن می توان آب کرد اتفاقاً امید من هم به همین است. یک نجوم شناس به جد تمام از کشف حرکت زمین به دور خورشید از سوی حافظ ، مدتها پیش از کپرنیک خبر می دهد بگذریم از این که به کاهدان می زند، چون شاهد شعریی که برای کشف خواجه و کرامت خود می دهد دقیقاً مشعر بر ثابت بودن زمین است و نیز داد سخن درباره آگاهی حافظ از نظریه جذب فوتونهای نوری نظریه ای که به تصریح خود ایشان اکنون بیش از نیم قرن از طرح آن نمی گذرد.
ممکن است بگویید: این جور چیزها زیاد است و جدی هم نیست. بلی، سخن بنده هم از غلبه کارهای غیر جدی در این عرصه است، ولی باید پرسید چرا اساساً چنین کسانی جرأت ادای چنین ترهاتی را به خود می دهند؟ آیا جز این است که زمینه را فراهم و اقبال را مساعد دیده اند؟ قضا از سخن بر سر پاره ای حکمهای بی حد و بی عد است که بسیاری از ناموران ادب و اندیشه ما صادر می فرمایند. مطابق پاره ای گزاره ها حافظ میشود خود خویشتن ما و معلوم هم نیست کدام خود و در کدام ظرف زمانی و مکانی حافظه ما، دین و عرفان ما، گذشته ما و نماد فرهنگ پیش و پس از اسلام ما جان اندیشه و جوهرة تخيل ما و یا بزرگترین اندیشه ور شناخته بشری برترین شاعر در پهنه جهان على الاطلاق ... با این اوصاف آیا می توان انتظار داشت که او و شعرش با همه بزرگیهای آشکار و ارزشهای شناخته این هر دو به مجمعی برای مبالغه و غلو هر چه بیشتر در هر موضوع و موضع و موقعی بدل نشود؟ مبالغه ای که البته خوب آموخته ایم.
آموخته ایم به سیم آخر زدن را در هر چیز مربوط به او بلند شدن روی دست یکدیگر را در اسناد هر چیز ماورای فکرت دانا به او از تحقیق کاستن و در تعریف و تعارف افزودن را، الابد با این فکر که ضرری ندارد، مخالفتی و مخالفی هم نیست یا اگر هم باشد جرأت عرض وجود در چنین عرصه و عرصاتی ندارد. بی نفعی هم نیست چون دل غوغای ناس و اوساط خلق را هم به کف آورده ای از مزایای قانونی اش هم قطعاً برخوردار خواهی بود. البته اگر در این میان ریشی هم بر ضد فلان نام آور افتخارآفرین عالم ادب و هنر جنباندی باز غمی یا نقلی نیست، معرکه را گرمتر کرده ای اگر نتوانستی گواژه ای بر پیر توس بزنی شیخ شیراز را از یاد مبر و سنت مرضيه مخالف خوانی رایج را در این یکصد سال و اندی که برخی از بزرگان شعر عصر ما نیز بدان پیوسته اند.
زنهار شکی هم مکن از این که بر سر شاخ نشسته ای و بن میبری چه باید بالید بر این شعر و ادبی که جز یک تن دیار البشری در آن نیست؟ دل بد مکن، آن دیگران آن همه سخن سرا به قول ظریفی جز کارگر صحنه هایی نیستند که می بایست صحنه را برای همان یک تن آماده کنند که در لحظه ای موعود وارد صحنه خواهد شد و وقتی هم که پس از ایفای بکمال نقش خویش از صحنه بیرون می رود آن قوم تماشاگر دیگر کاری و فکر و ذکری جز این نخواهند داشت که از بازی آن بازیگر تعریف و تمجید کنند.



دیدگاه کاربران