کتاب زندگی با عشق چه زیباست
دانلود کتاب زندگی با عشق چه زیباست نوشته نویسنده لئو بوسکالیا pdf بدون سانسور
عنوان اثر: زندگی با عشق چه زیباست
پدید آورنده: لئو بوسکالیا
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: مرداد 1404
شمارگان صفحات : 388
معرفی کتاب زندگی با عشق چه زیباست
اگر میخواهی در سفر عشق شریک باشی باید عشق را بیاموزی عشق پدیده ای آموختنی است در این آموزش باید ساده ترین کار جهان را انجام دهی. ساده ترین کار جهان اینست که خود باشی و دشوارترین کار جهان اینست کسی باشی که دیگران میخواهند پس خود را پیدا کن و همان باش که هستی…
خلاصه کتاب زندگی با عشق چه زیباست
از آقای و بستر که مقدمه نویسی را اینگونه تعریف میکند باید بسیار تشکر نمود دیباچه» راه ورود به کتاب را می گشاید. برایم جای خوشوقتی است که این فرصت بارها بمن داده شده که با قلم و زبان راه گشای دوست نویسنده ام آقای بوسکالیا باشم قبلا به مناسبتی نوشتم: بوسکالیا» مردی است با جنبه های عالی انسانی معلم - شاگرد - نویسنده - خواننده و شنونده و از میان همه اینها بنظر میرسد او بیشتر نمونه بارز و کامل شغل تدریس باشد که برای خود انتخاب کرده است. لئو باشور و حرارت و صمیمیت زاید الوصفي تدریس میکند و بالاتر از همه در این کار همواره خود را الگو قرار میدهد صحبتهای او این پیام را دارد: «اگر سراپا گوش شوید به شما ثابت میکنم که زندگی چقدر پرارزش و گرانبها است.»
برای لئو که هدفش هدایت و آموزش و پرورش شاگردانش از طبقات و سنین مختلف است سالن ،سخنرانی فضای اطاق نشیمن یا کنار ساحل دریا همه حکم کلاس درس را دارند در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی چندین بار جوانان بوسکالیا را بعنوان «استاد برجسته سال» انتخاب کردند و جای شک نیست که جوانان حس تشخیص خوبی دارند. یکبار که برای استقبال از بوسکالیا به فرودگاه رفته بودم پیرمردی به من نزديك شد و با اشاره به بوسکالیا پرسید این آقا را میشناسید؟ ایشان در هواپیما کنار من نشسته بود. پس از توضیح مختصری که دادم آهی کشید و گفت حدس میزدم آدم متشخصی باشد. در هواپیما مثل اینکه مشغول تصحیح اوراقی بود چون روی هر ورقه کلماتی نظیر « عالی» - «بسیار زیبا» - بسیار جالب می نگاشت. چقدر آرزو داشتم وقتی محصل بودم استادم کلماتی نظیر اینها را روی ورقه ام می نوشت. آن پیرمرد حس میکرد که بوسکالیا بطور كامل واجد خصائصی است که شغل معلمی اقتضا می.کند بوسکالیا کسی است که به هنر تعلیم و تربیت شرف و افتخار میبخشد و در مقابل مایه ستایش و افتخار همکاران و شاگردان خود میباشد.
این احساس تعهد و علاقه را میتوان در آثار وی مشاهده کرد. کتاب گویا و پند آموز او بنام «بچههای استثنائی و مربیان آنها با استقبال کم نظیری روبرو شد بوسکالیا کار خود را با کتاب عشق در سال ۱۹۷۲ شروع کرد و سپس کتاب انسان هویت یافته را در سال ۱۹۷۸ بچاپ رسانید آثارش که با دانش ظرافت طبع و هنرمندی خاصی برشته تحریر درآمده به گرمی حیات بخشی آراسته است. این تألیفات ضمناً امیدبخش کسانی است که چشم انداز زندگیشان در نومیدی و بی فرجامی تیره شده است.
در طی سالهایی که با لئو آشنا بودم بارها از من سئوال میشد که آيا او همیشه بهمین صورت بود که ما امروز میبینیم؟ سئوال در عین پیچیدگی از صداقتی برخوردار است و اينك متوجه شده ام که پاسخ من با گذشته تفاوت دارد. اوایل با قاطعیت و صراحت جواب میدادم «بله» ولی امروز دقیق تر می گویم «بله» و «نه». برای آنکه صحبتهای لئو حیات بخش پر نشاط و از روی درایت و تدبیر باشد لزومی ندارد در مقابل عده کم یا زیادی شنونده بیان شود. توجه و اهمیتی که بوسکالیا به انسان و توانائیهای نهانی او میدهد توجهی عمیق و واقعی است که هر شنونده ی بخوبی آنرا درک می کند. آری او همیشه نگران حال افراد مغزها و هدفهائی است که بدون رشد و گسترش راکد مانده اند.
او با تمام وجود معتقد است که ما از استعدادهائی بیش از آنچه گمان میبریم برخورداریم. آری، یکی از کلمات مورد علاقه و همیشه حاضر در لغت نامه بوسکالیا کلمه «بله» است برای اثبات این ادعا درمیان اوراقم نامه تی به خط بوسکالیا با این عنوان پیدا کردم بتی لوی ،عزیز بله بله بله با عشق! لئو.» اما بوسکالیا همیشه هم به نحوی که اکنون او را مشاهده میکنید نیست. چون اگر چنین بود نهایتاً بصورت يك هنر پیشه پر نشاط - پر توقع - محبوب و سرگرم کننده که تنها يك پیام برای مخابره داشت در میآمد در حالیکه بهیچ وجه این طور نیست چون پیام لئو ضمن آنکه متکی به حقایق کلی ،است مرتباً در تغییر است جنبۀ وسیع تری پیدا می کند بعد و عمق تازه تی بخود میگیرد و همگی را به مبارزه جدیدی می طلبد.
اکنون این سئوال پیش میآید که سرچشمه این رشد فکری روز افزون چیست؟ ،مردم دوستان قدیم و جدید کتاب شیفته کنندگان و مجذوب کنندگانی که این کتابها را برشته تحریر در آورده اند، طبیعت (سمبل ،رشد دگرگونی و زیبائی ،معلمین متصوفين - شاگردان - بچه ها یا امواج صوتی موجود در فضا به نظر من نوشته های لئو مانند لکه های جوهر پخش شده بر صفحه - تراوشی است بی کم و کاست از آنچه در درون او میگذرد هر پدیده نی بر نگاه تیزبین ذهن هوشیار و قلب بخشنده اش تأثیر میگذارد او به قدری به شکوه و زیبائی زندگی و تغییر و تحول ناشی از آن اعتقاد دارد که با اطمینان و اعتقاد راسخ سعی میکند دیگران را هم از روند یکنواخت زندگی بیرون آورد بیاد دارم بعد از ظهر روزی که در آتلانتيك سيتي او را ملاقات کردم يك گردهمائی مثل گذشته تشکیل شده بود.
من با افتخار و خودپسندی فعالیتهائی را که از آخرین ملاقاتمان با او داشتم برایش بر شمردم لئو با صبر و شکیبائی به حرفهایم گوش داد و همین طور که به چشمان من خیره شده بود گفت: بتی لو، تو باید کارهائی که میدانی بخوبی از عهده آن برمیایی کنار بگذاری و چیز جدیدی را شروع کنی فورا به منزل مراجعت کردم و از فعالیتهائی که در دست انجام داشتم استعفا دادم و چند کار جدید را که تا حدی هم پر مخاطره (بود شروع کردم. حتماً می خواهید بگوئید که خیلی به لئو اعتقاد دارم همین طور است و همواره سعی ام بر این بوده که از دیگران هم مصراً بخواهم با دقت و با ذهن و قلب خود به او گوش فرادهند.
نه دوستان لئو همیشه آنچنان که امروز او را می بینید نیست. شاید این تصور برای عده ئی پیش آید که او نیرو و توانش را از توده ای که همیشه و هر جا که هست فوراً به گردش جمع میشوند کسب میکند هرگز با کسی نظیر لئو برخورد نکرده ام که به محض آنکه احساس کند احتیاج به تجدید قوای ذهنی و روحی و جسمی دارد آنچنان تند و سریع خود را از جمع دور کند این کسب نیرو گاهی با يك شب تنهائی در منزل تأمین میشود و گاهی نیاز به گذراندن تمام تابستان در کابین خلوتی در رودخانه اورگان دارد یا با یکسال خلوت کردن با افکارش در جزیره ئی دور افتاده و مطالعه آثار متفکرین مورد علاقه اش کسب میشود گرچه گاهی اوقات او علاقه زیادی به گوشه گیری نشان می دهد ولی این خلوت گزینی برای فرار و گریز نیست بلکه برای پیدا کردن مجالی جهت بیداری و طراوت بخشیدن مجدد به قوای فکری و آماده ساختن ذهن برای اوج گیری در جهت اعتلای روحی و فکری است.
در نهایت این سئوال که آیا بوسکالیا همیشه باین صورت است میتواند يك دلالت ضمنی بر افسانه نی بودن یا انسان بودن بوسکالیا داشته باشد در حالیکه بوسکالیا مطمئناً افسانه نیست بلکه انسانی است مانند سایر ،انسانها با لغزشها و اشتباهاتی که گهگاه از هر فرد معمولی سرمیزند و با رنج هایی که همواره از پیچیدگی نظام اداری پیچیده قرن بیستم برخود هموار میسازد او هم مثل همه، زمانی دچار يأس و افسردگی میشود و هر از گاهی از بی عدالتی های اجتماعی به خشم می آید ولی در عوض بر خلاف اکثر ما می کوشد از میان این ضعفها - کمبودها و زندگی مسخره ای که اقتضای انسان بودن است. با سربلندی و افتخار سر برآورد.
صحبت من به جای آنکه در باره محتویات این کتاب پرارزش باشد منحصر به نویسنده آن شد در حالیکه آشنائی من با کتاب بمراتب بیش از نویسنده است. بگذارید محتویات ارزنده کتاب مبلغ آن باشد و من فقط «راه» را برای شروع يك سفر لذت بخش در صحنه پرشکوه زندگی همراه با لئو برای شما هموار» سازم



دیدگاه کاربران