رمان مسافر کوچه آرام
رمان مسافر کوچه آرام رمان مسافر کوچه آرام

رمان مسافر کوچه آرام

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان مسافر کوچه آرام
نویسنده
زینب ایلخانی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
2377 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'رمان مسافر کوچه آرام' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود رمان مسافر کوچه آرام اثر زینب ایلخانی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

داستان دوتا عشق را بیان می‌کند، ليلي و رهي، مهتا و تكين، پدر رهي معلم بوده بخاطر علاقش به رهي معيري اسم پسرش رت هم رهي مي‌گذارد و پدر ليلي در دربار شاه بوده، پای پدر رهي به خانه‌ي ليلي باز مي‌شود و رهي که در خيابان بوده و مي‌بيند كه دوتا مرد جنازه‌ی پدرش را از خانه مي آورند ... مادر مهتا دوست ليلي بوده و مهتا نامزد پسر عمویش سعید است که ...

خلاصه رمان مسافر کوچه آرام

مینیبوس کهنه و قدیمی از مسیر جنوب غربی یکی از محله های قدیمی شهر من محله‌ی "سنگ سیاه" به سمت محله‌ی باشکوه و اعیان نشین"قصر الدشت"در حرکت است. صدایی که از اگزوز فرسوده‌ی مینیبوس قدیمی که به صورت ناله ای ممتد در گوشم می‌پیچد و تکان هایی که هر از چند گاهی کمی مرا به سمت شانه‌های مادرم متمایل می‌کند در چندمین بار برخورد بالاخره باعث می‌شود که مادرم پس از اینکه یک بار دیگر مهربانانه تر از قبل نگاهی به سمتم می‌اندازد با تقدیم لبخند بی روحش یک دنیا آرامش و اطمینان را

به من ببخشد. پیداست که خرسند است، زیرا بالاخره راضی شده‌ام همراه او بروم. از وقتی که سوار ماشین شده‌ایم در هر بار نگاه کردنش یک طور خاصی او را غرق در اندیشه و شاید هم مسحور آماج خاطراتی بیکران از گذشته تا امروز حس می‌کنم طوری که انگار پس از چندین سال، یک مرتبه و ناگهانی به سمت او تاخته و روحش را چنان در تنگنا قرار داده که من به خوبی می‌توانم متوجه حالاتش بشوم. آخرین باری که مادرم را اینطور دیده بودم درست زمانی بود که چهل روز از فوت عزیز خدا بیامرزم می‌گذشت. مدت آن

چهل روز آنقدر گریه کرده و اشک پاشیده بود که در انتهای چهلمین روز، وقتی از سمت قبرستان به خانه برمی‌گشتیم دیگر حتی اشکی برای گریستن نداشت آن روز هم درست شبیه امروز شده بود، با یک دستش محکم چادرش را روی سرش نگه داشته بود و گردی صورتش کمی به هلالی میزد. برجستگی گونه هایش کاملاً خوابیده بود و یک نوع بیرنگی مطلق چهره‌اش را سخت احاطه کرده بود. من آن روز فهمیدم خیلی درد می‌کشد، امروز هم هر بار که نگاهش می‌کنم باز هم تصور می‌کنم بیشتر از هر زمان دیگری درد می‌کشد ...

باکس دانلود

دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است

خرید تکی و دانلود 35,000 تومان
خرید اشتراک ویژه و دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 دیدگاه

  • Avatar
    کاربر
    18 شهریور 1402 - 17:40

    سلام دوستان
    بنظرم اصلا رمان «با سقوط دست های ما » رو از دست ندید
    از بهترین های خانم ایلخانی هست و مثل« این مرد امشب میمیرد» بی نظیره
    ممنون از نویسنده عزیز❤️❤️موفق باشید.

  • Avatar
    دلارام
    17 دی 1401 - 08:44

    در این که خانوم ایلخانی رمان هاشون قشنگ و تقریبا بی نقصن حرفی نیست اما این رمان با وجود اینکه خیلی قشنگ بود ایراد های زیادی داشت من اصلا از شخصیت مهتا خوشم نیومد هربار عاشق یکی میشد و دلیل قشنگی این رمان بنظر داستان لیلی و رهی بود ک واقعا داستانشون قشنگ بود و حرفی توش نمیارم اما مهتا شاید اگر عاشق نمیشد بهتر بود خیلی سست عنصر بود

  • Avatar
    شیما
    9 آبان 1401 - 13:37

    من قلم خانم ایلخانی رو واقعا میپسندم ولی هنوز باورم نمیشه این رمان هم قلم ایشون باشه به نظرم واقعا با رمانهای دیگشون فاصله داشت اصلا نپسندیدم و باخودم میگم افتضاح بود

  • Avatar
    سودا
    3 خرداد 1401 - 18:23

    چطوری بگم عالی بود؟راستش خیلی قشنگ بود طولانی بود اما جوریه ک نمتونید ازش دست بکشیدو بی وقفه میخونیدش ارزشه چند بار خوندنو داره:)

  • Avatar
    Shabnam
    20 اسفند 1400 - 03:48

    خانوم ایلخانی عزیزم رمان این مرد امشب می میرد بهترین رمانیه که نوشتین از نظر من
    عابر بی سایه و هزارچم هم دوست داشتم آخرین سرو هم میشه گفت خوب بود…
    اما رمان مسافر کوچه آرام خیلی سَرسَری بود شخصیت دختر داستان اصلا جالب نبود ،اول سعید دوست داشت بعد به روزبه علاقه مند شد توی این مدت بازم به سعید فکر میکرد حتی وقتی عاشق روزبه شد یه حسی به تکین پیدا کرد!!!!!در کل از نظر من رمان عجیبی بود و نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم
    من ازتون انتظار بیشتری داشتم
    به امید موفقیت های بیشتر از شما❤

    • Avatar
      فاطی
      27 اسفند 1400 - 14:22

      سلام
      تشکر میکنم از خانم ایلخانی که واقعا رمان هاشون درجه یکه
      اما من اصلا رمان مسافر کوچه ارام رو دوس نداشتم
      و به نظرم ارزش خوندن نداره
      اگه میخواین بخونین بهتره، اصلا شروع نکنین
      رمان پیشنهادیم این مرد امشب میمیرد هست

      موفق باشید

  • Avatar
    مُحی
    19 آذر 1400 - 03:06

    از بین رماناش فقط عابر بی سایه و این مرد امشب میمیرد قشنگه👌

  • Avatar
    Иеgая
    30 آبان 1400 - 13:47

    واقعا رمانهای خانم ایلخانی زیباترینها هستن💗💗و از عالی ترینهایی که خوندممم از ایشون(ماه طوفان_این مرد امشب میمیرد و عابر بی سایه) بود…البته فعلا بقیه رمانهاشون رو هنوز نخوندم😉
    یه جوری منو جلب خودشون کردن که این همه صفحه رو من تو یک الی دو روز تا تموم نمیکردم دست بر نمیداشتم😅❤❤
    خیلی بی نظیر هستین خانم ایلخانی عزیزمممم💕💕😍از همینجا ازتون سپاسگزارم🙏😍

  • Avatar
    مژگان
    15 مهر 1400 - 17:34

    خانم ایلخانی عزیز مثل همیشه محشر واقعا رمان هات عالی موقع خوندن باهاشون زندگی میکنم

  • Avatar
    یلدا
    19 شهریور 1400 - 18:05

    عابر بی سایه و این مرد امشب میمیرد روانیم کرد تا یه مدت از فکرم بیرون نمیرفت ممنون از قلم زیباتون ❤❤❤

  • Avatar
    A
    26 مرداد 1400 - 00:41

    رمان های خانم ایلخانی عااالین مخصوصا رمان این مرد امشب میمیرد که بهههترین رمانی هست که من خوندم و عالییههه

  • Avatar
    Sara
    9 مرداد 1400 - 17:56

    سلام
    من عاشق قلم پر قدرت خانم ایلخانی هستم هیچ وقت نمیتونم رمان هاشون رو سرسری بخونم
    مخصوصا رمان این مرد امشب میمیرد
    که تاالان ۸بار خوندمش

    • Avatar
      فاطی
      27 اسفند 1400 - 14:23

      منم 😂

    • Avatar
      هلما
      26 خرداد 1401 - 21:52

      تقریبا من تموم دیالوگ هاشو حفظم 😭💗

  • Avatar
    هانی
    16 تیر 1400 - 12:27

    سلام من عاشق رمانای خانم ایلخانیم واقعا بینظیرن همشون
    بعضیاشونو حتی چندبار خوندم
    کاش رمان جدید بنویسن

  • Avatar
    Leili
    8 اردیبهشت 1400 - 13:11

    سلام زینب ایلخانی عزیزم نمیدونم این کامنت رو میخونی یا نه ولی میخوام ازت تشکر کنم از صمیم قلبم من واقعا با رمان های خوبت زندگی میکنم حتی وقتی تموم میشه یه حس افسردگی بهم دست میده شخصیت مهتا رو به شدت دوست داشتم و ممنونم ازت بخاطر نوشتن همچین رمان قشنگ و لذت بخشی…

  • Avatar
    محدثه
    16 فروردین 1400 - 15:33

    ممنون از نویسنده عزیز بابت کتاب قشنگش

    • Avatar
      farzcf
      2 اردیبهشت 1401 - 13:53

      بسیار بسیار قشنگ و لذت بخش بود و خیلی مهیج، دلت می خواست ببینی الان چی میشه بدش چی میشه، قشنگ ترین قسمت جای بود که رهی رو اوردن من واقعا لذت بردم، اول که شروع میکنی شاید متوجه نشی داره چی میشه ولی کمی که جلو میری برات باز میشه دوست داری ببینی اخرش چی میشه، از شما سپاس گذارم نویسنده عزیز، امیدوارم همیشه بهترین ها رو بنویسید

ارسال دیدگاه