رمان انتقام خشن
دانلود رمان انتقام خشن اثر Black_Thunder به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان
داستان درباره شایان هستش که فکر میکنه مانیسا که دوستش داشته و باهاش بوده بهش خیانت کرده و با دوستش رفته و ازدواج کرده. و الان که شوهر دختری که دوستش داشته مرده برگشته تا از دختره بخاطر اینکه بازیش داده انتقام بگیره و ...
خلاصه رمان انتقام خشن
واقعا اون شایان مرده، یعنی من کشتمش..!؟ من که خودم و یکی دیگه کشت... عجب...! با دستم اشکام و پاک کردم و بلند شدم پشتم و بهش کردم و به سمت اتاق حرکت کردم که بازوم از پشت کشیده شد و شایان گفت: نمیخوام جلوی زنم خطایی ازت سر بزنه که بدجوری اگر همچین چیزی ببینم تنبیهت میکنم... زنم زنم زنم... این کلمه مدام تو سرم تکرار میشد و دردش قلبمو میشکافت. بیرمق دستشو از روی بازوم برداشتم، شایان با چشمای مشکی، خشن و براقش بهم خیره بود و تمام کارهام رو زیر نظر داشت و ... با قدم های
بی جون توی اتاق رفتم و در اتاق و بستم و پشت در نشستم. زانوهام رو بغل کردم و با بغض به روبه روم خیره شدم؛ چرا؟ چرا من..!؟ چرا فقط من این همه درد و باید به جون بخرم؟ چرا من باید عذاب بکشم..!؟ چرا من مستحق این همه دردم؟ که عشقم زن گرفته..!؟ انقدر راحت...!؟ این همه حقارت..!؟ بغض داشت خفم میکرد و مثل سنگی وسط گلوم جاخوش کرده بود. بلند شدم و لباسام و از توی اتاق برداشتم و توی چمدون ریختم و وسایلم و برداشتم و به سمت اتاق طبقه پایین که قبلا انباری بود رفتم یه تخت و یه کمد و یه موکت
دوازده متری هم توی اتاق پهن بود. شایان در این اتاقو که الان اتاق من بودو باز کرد و گفت: همه وسایلت و برداشتی دیگه..!؟ سری به معنی اره تکون دادم که گفت: بیا اتاقم باید چندتا قوانین و تو مغزت فرو کنم. بعد از گفتن این حرف از اتاق بیرون رفت، کمی این پا و اون پا کردم و بالاخره بلند شدم و به سمت اتاق شایان رفتم بدون اینکه در بزنم در و باز کردم و داخل رفتم، شایان سرش توی لب تابش بود بدون اینکه سرش و بلند کنه گفت: در نزدی که بیای داخل... شوکه نگاهش کردم که سرش و بلند کرد و گفت: برو بیرون بعد در بزن ...
باکس دانلود
دسترسی به دانلود با خرید تکی یا خرید اشتراک ویژه امکان پذیر است
خرید تکی و دانلود 47,000 تومان



دیدگاه کاربران