رمان عشقم باش اعظم فهیمی
رمان عشقم باش اعظم فهیمی رمان عشقم باش اعظم فهیمی

رمان عشقم باش اعظم فهیمی

دانلود با لینک مستقیم 24 8
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
رمان عشقم باش
نویسنده
اعظم فهیمی
ژانر
عاشقانه
ملیت
ایرانی
ویراستار
سایت رمان بوک
اگر نویسنده یا مالک 'رمان عشقم باش اعظم فهیمی' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

رمان عشقم باش

رمان عشقم باش

دانلود رمان عشقم باش از اعظم فهیمی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم

همینک داستان جذاب دختری به نام سلما است که در عمارت بزرگی پیشخدمت می باشد و به درخواست خانم عمارت باید همسر دوم مردی جذاب و خشن شود و برای او فرزندی بیاورد، او که مجبور بود شب هایی را با پیمان خلوت کند، کم کم متوجه می شود این مرد همان عشق نوجوانی اش ...

خلاصه رمان عشقم باش

همین که از آشپزخانه خارج شدم، افسون را دیدم که روی مبل راحتی نشسته و به سر تا پایم نگاه می کند ... شاید این دومین باری بود که از نزدیک می دیدم اش ... اندام لاغر و کشیده ای داشت ... موهایی رنگ کرده و شرابی که تا شانه اش می رسید و رژ لب سرخابی ای که به شدت روی لبانش خودنمایی می کرد و بیش از اندازه پر رنگ بود ... چشم هایی روشن، ابروهایی قهوه ای، گونه هایی برجسته و لب هایی نازک

با قدم هایی بلند خود را به او رساندم و سرم را به زیر انداختم و گفتم: سلام خانم، با من کاری داشتید؟ ... بشین ... طرز صحبت کردنش مثل همیشه خشک و سرد بود ... حتی جواب سلامم را هم نداد ... با عجله مقابلش نشستم که گفت: چند سالته؟ ... از سوالش تعجب کردم، اما جواب دادم: 23 سالمه خانم ... اسمت چی بود؟ ... سلما،خانم ... چرا تا الان ازدواج نکردی؟ ... از سوال ناگهانی اش متعجب نگاهم را کمی بالا آوردم و گفتم: خودم نخواستم ... دلیلش؟ ... نمی خواستم مادرم و تنها بذارم!

راستی گفتی مادرت، ببینم حالش چطوره؟ ... تغییری نکرده خانم ... برای هزینه ی بیمارستان مشکلی نداری؟ ... نمی دانستم باید همه چیز را کف دستش می گذاشتم یا نه ... آخر نگاهش هیچ رنگ و بویی از دوستی نداشت ... شانه ای بالا انداختم و گفتم: کل پولی که مادرم پس انداز داشت رو خرج بیمارستان کردیم ... راستش ... سکوت کردم و با دو دلی اضاف کردم: کمی به مشکل برخوردیم! ... من هزینه های بیمارستان مادرت رو پرداخت می کنم ... با بهت به او زل زدم و گفتم ...

توجه: رمان رایگان این ساعت، یک رمان ایرانی جدید و پرطرفدار با ژانری عاشقانه و پر پسندی است که برایتان تهیه شده توسط سایت رمان ما اما چون ثبت شده در کتابخانه ملی می باشد حذف شد لینک دانلود

باکس دانلود

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 دیدگاه

  • Avatar
    Sara
    4 شهریور 1404 - 23:19

    لینک دانلودش کجاست

  • Avatar
    اوا
    18 دی 1401 - 22:39

    اسم این رمان یادت بیار من و و خیلی قشنگه دست نویسنده درد نکنه

  • Avatar
    منتظر
    13 خرداد 1399 - 14:55

    سلام
    ببخشید رمان رقص کلاغ های مرده رو چه جوری باید دانلود کنیم دوست عزیز