کتاب گزیدهٔ اشعار
کتاب گزیدهٔ اشعار کتاب گزیدهٔ اشعار

کتاب گزیدهٔ اشعار

دانلود با لینک مستقیم 0 0
دانلود با لینک مستقیم
عنوان
کتاب گزیده اشعار
نویسنده
هوشنگ ابتهاج
ژانر
ادبی
ملیت
ایرانی
ویراستار
رمان بوک
تعداد صفحه
69 صفحه
اگر نویسنده یا مالک 'کتاب گزیدهٔ اشعار' هستید و درخواست حذف این اثر را دارید درخواست حذف اثر

دانلود کتاب گزیدهٔ اشعار اثر هوشنگ ابتهاج به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

کتاب گزیده اشعار هوشنگ ابتهاج، مجموعه‌ ای است از برجسته و ممتازترین شعرهای این شاعر بزرگ ایرانی. در این کتاب، شعرهایی با دستمایه های جوراجور و در سبک‌های متعدد گردآوری شده است که همگی با زبانی ساده و روان، عمق و زیبایی خاص خود را دارند. شعرهای هوشنگ ابتهاج در کتاب گزیده اشعار، به صورت دسته‌بندی شده‌اند و هر دسته شامل شعرهای مرتبط با یک مضمون خاص است. برخی از دسته‌بندی‌های این کتاب عبارتند از: عشق، طبیعت، جامعه، فلسفی و... شعر هوشنگ ابتهاج با تأثیرات فلسفی و تأملات عمیق خود، به نحو قابل توجُّۀِى در سطحِ حسِّىِّ قابلِ تَجَسُّس است. در کل، شعر هوشنگ ابتهاج، با زبانی ساده و روان، مضامین پویا و عمیق و تأثیرگذار دارد که هرگز از چشم‌انداز شعریِِّش نمى‌توان گذشت. کتاب گزیده اشعار هوشنگ ابتهاج، برای علاقمندان به شعر و ادبیات فارسی، به خصوص دوستداران شعر فلسفی و تأملات عمیق، پیشنهاد می‌شود.

خلاصه کتاب گزیدهٔ اشعار

"همیشه بهار" گذشتم از تو که ای گل چو عمر من گذرانی، چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی، به دور چشم تو هر چند داد دل نستاندم، برو که کام دل از دور آسمان بستانی گذشتم، به جگر داغ عشق و از تو گذشتم به کام من که نماندی به کام خویش بمانی، بهار عمر مرا گر خزان رسید تو خوش باش، که چون همیشه بهار ایمن از گزند خزانی،تو را چه غم که سوی پایمال عشق تو گردد، که بر عزای عزیزان سمند شوق برانی، چگونه خوار گذاری مرا که جان عزیزی، چگونه پیر سندی مرا که بخت جوانی،

کنون غبار غم برفشان ز چهره که فردا، چه سود اشک ندامت که بر سرم بفشانی، چه سال ها که به پای تو شاخ گل بنشستم، که بشکفی و گلی پیش روی من بنشانی، تو غنچه بودی و من عندلیب باغ تو بودم، کنون به خواری ام ای گلبن شکفته چه رانی، به پاس عشق ز بد عهدی ات گذشتم و دانم، هنوز ذوق گذشت و صفای عشق ندانی، چه خارها که ز حسرت شکست در دل ریشم، چو دیدمت که چو گل سر به سینه‌ی دگرانی، خوشا به پای تو سر سودنم چو شاهد مهتاب، ولی تو سایه برانی ز خود که سرو رانی ...

دیدگاه کاربران

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر می دهد!