کتاب شفای کودک درون
دانلود کتاب شفای کودک درون نوشته نویسنده لوسیا کاپا چینو pdf بدون سانسور
عنوان اثر: شفای کودک درون
پدید آورنده: لوسیا کاپا چینو
ژانر: روانشناسی / خودیاری
زبان نگارش: فارسی
سال نخستین انتشار: مرداد 1404
شمارگان صفحات : 237
معرفی کتاب شفای کودک درون
کودک درون در درون همه ی ما زندگی می کند ، این بخشی از ما است که احساسات را احساس می کند و بازیگوش ، شهودی و خلاق است. کودک درون که معمولا در زیر شخصیت های بزرگسال ما پنهان می شود ، کلید صمیمیت در روابط ، بهزیستی جسمی و عاطفی ، بهبودی از اعتیاد و خلاقیت و خرد خود درونی ما را در اختیار دارد. شفای کودک درون به شما نشان می دهد چگونه با نوشتن و طراحی با دست غیرغالب خود (اگر چپ دست هستند با دست راست و اگر راست دست هستید با دست چپ) می توانید تجربه ای دست اولی از کودک درون خودتان را داشته باشید – در واقع احساسات خود را احساس کنید و حس شگفت زده شدن خود را دوباره به دست آورید. در کتاب تعداد زیادی فعالیت عملی را به اشتراک می گذارد که به شما کمک می کند کودک آسیب پذیر و کودک عصبانی درون خود را در آغوش بگیرید ، والدین پرورش دهنده ی درونتان را پیدا کنید و در نهایت آن کودک درون خلاق و جادویی ای که می تواند زندگی شما را شفا دهد کشف کنید. بگذارید کودک درونتان نمایان شود تا بتواند خلاق باشد و شما را شفا دهد.
خلاصه کتاب شفای کودک درون
کودک درون حضوری قدرتمند دارد. در کانون هستی ما به سر میبرد. کودک نوپایی سالم و شاد را مجسم کنید وقتی این کودک را در چشم دلتان مجسم میکنید، سرزندگی او را احساس کنید با شور و شوقی مدام محیطش را کشف می کند از احساسهایش باخبر است و آشکارا آنها را نشان میدهد. وقتی آزار می بیند گریه میکند وقتی خشمگین است فریاد میزند. وقتی خوشحال است لبخند میزند یا از ته دل میخندد این کودک بسیار حساس و غریزی نیز هست. میداند به چه کس اعتماد کند و به چه کس اعتماد نکند دوست دارد بازی و کشف کند. هر لحظه اش تازه و سرشار از شگفتی است چشمه بی انتهای خلاقیت و سرزندگی؛ وجودش از این بازیگوشی شادمانه میجوشد.
به مرور زمان این کودک به سوی توقعات و جهان افراد بالغ کشیده می شود. صدای بزرگترها با نیازها و خواسته هایشان به تدریج ندای درونی احساسها و غرایز را خاموش میکند. والدین و آموزگاران در واقع ـــ میگویند: «به خودت اعتماد نکن احساسهایت را احساس نکن این را نگو آن را بیان نکن همان را بگو که ما می گوییم. ما بهتر میدانیم به مرور زمان، ویژگیهایی که به کودک سرزندگی می بخشید – کنجکاوی و خودانگیختی و توانایی احساس کردن – به ناچار پنهان میشوند. اغلب اوقات افراد بالغ در فرایند آموزش و پرورش و ایجاد انضباط، کودک را به بالغی قابل پیش بینی تبدیل میکنند و به خود راستین کودک لطمه می زنند کودک احساس برهنگی و سرما میکند جهان افراد بالغ برای کودکان جای امنی نیست. طفل در حال رشد به منظور بقا – روح شاد و کودکانه اش را مخفی و محبوس میکند. اما کودک درون هرگز بزرگ نمیشود و از بین نمی رود. مدفون، اما زنده و منتظر می ماند تا روزی آزاد شود.
کودک درون همواره میکوشد توجه ما را به خود جلب کند. اما بسیاری از ما فراموش کرده ایم چگونه گوش بسپاریم وقتی احساسهای راستین و گواهی دلمان را نادیده میگیریم کودک درون را نادیده میانگاریم. وقتی به خود میگوییم نباید نیازهای بچگانه داشته باشیم زیرا معقول و عملی نیستند و عذر و بهانه میآوریم که این کار برای افراد بالغ مناسب نیست کودک درون را طرد میکنیم مثلاً شاید این تمایل را احساس کنیم که فقط محض تفریح از راه پارک عبور کنیم یا به علت از دست دادن دوستی زار زار گریه سر دهیم این کودک درون است که میخواهد نمایان شود اما وقتی بالغ جدی درونمان می گوید «گریه نکن! پسرهای بزرگ گریه نمیکنند. آدم باید بر خودش مسلط باشد!» کودک درون در گنجه محبوس می شود.
وقتی کودک درون ما محبوس میشود خودانگیختگی طبیعی و شور و شوق زندگی را از دست میدهیم به مرور زمان این امر به کمبود انرژی و بیماری مزمن یا مرضی صعب العلاج میانجامد. وقتی کودک درون ما پنهان میشود، خود را از دیگران نیز جدا میکنیم. آنها هرگز نمیتوانند احساسها و آرزوهای راستین ما را دریابند یا بدانند که به راستی کیستیم یعنی تجربه صمیمیت راستین با دیگران غیر ممکن میشود و این دعوت از فاجعه و مصیبت است برای این که کاملاً انسان باشیم، کودک درون باید پذیرفته و نمایان شود.
این کودک که در درون انسان زندگی میکند کیست؟ چرا در درون انسان به تله افتاده و چه چیز را میتواند پیشکش کند؟ چگونه می توان این کودک را آزاد و رها کرد؟ به هنگام انجام تمرینهای این کتاب خودتان به این سؤالها پاسخ خواهید داد. تعمداً به جای مطالعه کلمه تمرینها را به کار برده ام زیرا نگرش و روش این کتاب براساس حرکت دستها .است از طریق تلفیق کلمات و تصاویر و فعالیتهایی هدایت خواهید شد تا کودک درون خویش را کشف و از او مراقبت و حمایت کنید. هدفم این است که کودک درون خود را دوست بدارید و از او دعوت کنید تا بخشی از زندگیتان باشد.
مفهوم کودک درون مضمون تازه یی نیست. عملاً در اساطیر باستان و قصه های پریان ریشه دارد همه ادیان حکایاتی درباره کودکی دارند که ناجی یا رهنمای انسان شده است. این کودک معمولاً یتیم و طرد شده است یا زندگیش در معرض خطر و تهدید قرار دارد موسی را میان کاه گاوان یافتند عیسی در محقرترین صحنه به دنیا آمد زیرا در قهوه خانه جایی نبود زندگیش در معرض خطر بود زیرا هرود شاه همه نوزادان را گردن میزد به همین ترتیب، تولد کریشنا نیز با خطری عظیم همراه بود به شاه کانسا گفته بودند مردی که سرانجام به دست او کشته خواهد شد عنقریب به دنیا خواهد آمد. در نتیجه او فرمان داد که همه نوزادان پسر را گردن بزنند.
در اساطیر یونان زئوس خردسال در معرض این خطر بود که پدرش کرونوس او را ببلعد و زئوس در مقام پدر دیونیسوس هنگامی که پسرش به دست تیتان ها تکه تکه شد غایب بود دو قلوهای اساطیر روم – رومولوس و رموس طرد شدند و آنها را به رودخانه تیبر ۱۰ سپردند. افسانه های پریان اروپایی نیز لبریز از کودکان قهرمانی است که در معرض خطر و تهدید غولان و دیوان قرار دارند هانسل و گرتل، جادوگر خود را داشتند. سیندرلا۱۳ زن پدر بدجنس و خواهر خواندگان نامطبوع خود را داشت جک غول خود را دارا بود. و «دختر شنل قرمزی ، گرگ خود را داشت.
در این قرن کارل گوستاو یونگ – روانشناس ــ و جوزف کمپبل اسطوره شناس – به ما نشان داده اند که این اساطیر و افسانه ها جاذبه یی گسترده دارند زیرا تجربه های جهانی جملگی انسانها را نمایان می سازند. مثلاً همه انسانها این خصیصه مشترک را دارند که به صورت نوزادانی آسیب پذیر و متکی زندگی را آغاز میکنند از این رو میتوانیم با کودکان ناتوانی که در این قصه ها مورد سوء تفاهم و بهره برداری قرار گرفته اند احساس همدلی کنیم. آیا کسی هست که در کودکی به نوعی مورد بدرفتاری جسمی یا عاطفی قرار نگرفته باشد؟
ماهیت طفولیت این است که نوزاد یا کودک را در معرض آسیب قرار دهد. بزرگترهایی خشن یا عاری از حساسیت قطعاً میتوانند به چشم کودک همچون دیوان و غولان و جادوگران بنمایند. به همین دلیل قصه های کلاسیک پریان خواه به اتکای حافظه نقل شده و خواه در کتابی مصوّر خوانده شده و خواه بر صحنه فیلم آمده باشند – ما را مسحور خود میسازند وقتی والت دیسنی داستان سفید برفی را برای نخستین فیلم موضوع دار نقاشی متحرک خود انتخاب کرد کاملاً به این امر واقف بود. اگر چه سرمایه گذاران و مسؤولان امور مالی، او را به باد تمسخر گرفتند اما نتوانستند او را از عمل باز دارند او میدانست که عموم به این شیوه جدید برای ارائه قصه یی کلاسیک پاسخ مثبت خواهد داد. موفقیت او به دلیل این توانایی بود که میتوانست با کودکی که درون همه ما هست سخن بگوید.
در بسیاری از فرهنگها با این موضوع مواجه میشوید ودکی در معرض خطر که باید در تیرگی و ابهام بماند و از هفت خوان رستم بگذرد تا طبیعت راستین قهرمان گونهاش آشکار شود یونگ این کودک را به سیمای کهن الگو یا نمادی جهانی دید که در ناهشیار جمعی جا دارد یونگ در مقاله اش روانشناسی کهن الگوی کودک نوشته است:



دیدگاه کاربران